برچسب محمدرضا غیاث آبادی

خانه کاغذی 1393

در این فیلم سه داستان به صورت موازی تعریف می شوند که داستان های هر سه قصه یک نقطه مشترک دارند، آن هم کیسه ای پر از طلا است که پس از گذشت نیمی از قصه همین طلاها، ما را متوجه می کنند که داستان ها در سه مقطع زمانی جداگانه روایت می شوند. سه داستان این فیلم مربوط به پلیسی (با بازی مهدی سلطانی) که به دنبال سارق طلاها می گردد، زن شوهری که طلاها را در باغچه خانه یشان یافته اند و خواهر و برادری است که این طلاها را دزدیده اند!

هم پرواز 1395

این فیلم درباره خلبان جانباز محمد غلامحسینی است که در دوران دفاع مقدس و پس از سقوط هواپیما در منطقه کردستان، بدست دموکرات ها افتاد و به درجه جانبازی نایل شد.

هفت سنگ 1393

این سریال داستان سه زوج را دربرمی‌گیرد که با هم نسبت خانوادگی دارند و ماجرا هاو داستان‌های متفاوتی با یک مضمون مشترک در هر قسمت مطرح می‌شود، که این سه داستان سرانجام به یک برآیند می‌رسند.

سرزمین کهن (سرزمین مادری) 1392

این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه می‌پردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شده‌است. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده می‌شود، که نقش او را علی شادمان بازی می‌کند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونت‌شان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده می‌شود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران می‌شود. سال‌ها بعد او در یک خانواده توده‌ای بزرگ می‌شود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده می‌شود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی می‌برد. همین باعث می‌شود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.

فردا روز دیگری است 1393

دکتر نوذر بقایی متخصص قلب و پزشک نمونه‌ای است که زندگیش خالی از شور زندگی است و از بیمار تنها قلبش را می‌بینند و به فکر بیماران کم‌بضاعت هم نیست. اما با رسیدن فردی بیمار به درکی نو از معنای خانواده و فرزند و پزشک می‌رسد.

پایتخت 2 1392

نقی معمولی در گنبد و گلدسته سازی کار می‌کند و با کامیون ارسطو عامل از طرف محل کارش، مسئول می‌شود یک گنبد و گلدسته را به روستایی در قشم ببرند. او با خانواده‌اش به همراه سرپرست بار راهی تهران می‌شوند تا گنبد و گلدسته را به صاحبش که در خانه سالمندان زندگی می‌کند نشان دهند و بعد به طرف مکان نصب بروند و...

عصر پاییزی 1392

علی عمرانی در نقش مردی به نام عطا سی سال بعد از مرگ همسرش در شصت سالگی، مجدداً ازدواج می‌کند و همسر جدیدش مهشید را که نسرین مقانلو ایفاگر نقش اوست، در منزل مادرزن سابقش اسکان می‌دهد. در پی این اتفاق، کوروش تهامی قهرمان داستان در نقش پسر عطا تمام ذهنیت و زندگی اش به هم می‌ریزد و در این وانفسا کارش را نیز بر اثر یک سوء تفاهم عجیب از دست می‌دهد. اختلافات مهشید با مامان پری، مادر همسر مرحوم عطا، ماجراهای رفیع در محل کار، اسکان تدریجی خانواده مهشید در عمارت قدیمی مامان پری و بازگشت برادر او، جمشید، که علیرضا خمسه نقشش را بازی می‌کند، این جمع ناهمگون را درگیر وقایعی می‌کند که پیش برنده داستان‌های غریب این عمارت است.