تاکسی نارنجی 1387
یك زن جوان با دو فرزندخردسالش، دو مرد با خصوصياتي متفاوت اما خواسته اي مشابه، يك مأمور پليس و خلاصه يك پيرزن پرحرف و سمج و... در جزيره كيش ماجراهايي را مي آفرينند كه...
یك زن جوان با دو فرزندخردسالش، دو مرد با خصوصياتي متفاوت اما خواسته اي مشابه، يك مأمور پليس و خلاصه يك پيرزن پرحرف و سمج و... در جزيره كيش ماجراهايي را مي آفرينند كه...
پسندیده (نگار جواهریان) دختری جوان از خانواده ایی سنتی است که بزودی قرار است تا به عقد پسری درآید که در حال حاضر در خارج از کشور اقامت دارد. این ازدواج به این شکل انجام خواهد شد که عروس خانم از راه دور به عقد آقا داماد در خواهد آمد و سپس چمدان ها را بسته و عازم خارج از کشور خواهد شد. در جریان فراهم شدن مقدمات عقد پسندیده ، 2خواهرهای او به همراه شوهرهایشان جهت شرکت در مراسم ، دور یکدیگر جمع می شوند و این اجتماع سبب وقوع اتفاقاتی می شود که...
سردار مرتضي راشد از فرماندهان نيروي دريايي كه در آستانه بازنشستگي قرار دارد، درصدد گرفتن انتقام از ناو آمريكايي وينسنس مي باشد. حبيب فرزند مرتضي كه بعلت دوري از پدر در دوران جنگ و كمبود محبت پدري روحيات و طرز تفكري متفاوت با پدرش را دارد در حين فرار از مرز آبي كشور به همراه دختري محلي به اسم سلما توسط گارد ساحلي دستگير مي شود و پدر سختگير و مقرراتي اش او را جهت تنبيه به كشتي سوخته ميان دريا منتقل مي سازد. فاطمه (همسر مرتضي) كه به همراه سلما براي يافتن حبيب راهي كشتي شده بودند گرفتار طوفان مي شوند كه البته با نجات آن ها توسط نيروهاي آمريكايي احتمال زنده بودن فاطمه و سلما قطعي مي شود. راشد و يگان عملياتي اش كه در شب آخر تصدي وي بطور پنهاني قصد حمله به ناو ونيسنس را داشتند توسط نيروهاي نفوذي از جمله عبدالله (برادر فاطمه) متوقف شده و عبدالله فرمانده پايگاه مي شود. راشد كه خود را در انجام عمليات تنها مي بيند براي گرفتن انتقام با قايق حمله ور مي شود.
یک شب مردی به نام امیر که از زندگی با همسر روانپزشک خود سیمین ناراضی است طی یک تصادف با ندا و برادر روان پریش وی بهرام آشنا می شود و…
فردا براي امير روز مهمي است او در يك مسابقه بين المللي معماري شركت كرده و بايد در رقابت با شركت هاي خارجي موفق شود. همسر او، طاهره، به دنبال آن است كه محيط آرامي در خانه برايش ايجاد كند اما به خاطر سفر دخترشان و مجلس عروسي كه در همسايگي آنها در جريان است، طاهره با مشكلات زيادي روبرو مي شود.
پرچم هاي قلعه كاوه از چهار اپيزود جدا از هم تشكيل شده و تنها نقطه ارتباطي ميان آن ها قرآني خطي است كه بخش اول فيلم به شرح نگارش آن مي پردازد. در اپيزود اول كه در زمان حضور امام رضا (ع) در سرزمين مرو و در نيشابور مي گذرد، قهرمان داستان ميرقباد خوشنويس (محمد صادقي) است كه نوع ارتباط او با آدم هاي پيرامونش و نيز تلاش او براي اتمام نسخه اي خطي از قرآن كريم و رساندن آن به دست امام هشتم شيعيان تم اصلي اين اپيزود را تشكيل مي دهد.
اپيزود دوم:
اين بخش كه داستانش سيصد سال پس از قصه اپيزود اول و در سواحل بيت المقدس مي گذرد. شخصيت پتروس كه قرآن را در ميان اسباب شناور بر روي آب پيدا كرده، به دست صليبيون کشته میشود. صادق (شهاب حسيني)، جوان مسلماني كه در ازاي عبايش قرآن را از پتروس مي خرد و آن را در شب ازدواج خود به همسرش هديه مي دهد. او بلافاصله در برابر وحشي گري هاي سپاه صليبيون قرار مي گيرد و پس از مقاومتي كوتاه به قتل مي رسد.
اپيزود سوم:
يكصد و بيست سال پس از حوادث اپيزود دوم رخ میدهد، داستان مقاومت كاوه (رضا صفايي پور) و فرزندانش را در برابر حمله مغولان روايت مي كند.
اپيزود چهارم : در اپیزود چهارم قرآن دستنويس ميرقباد به مقصد واقعي اش (بارگاه ملكوتي امام هشتم شيعيان و موزه آستان قدس رضوي) میرسد..
رضا (رضا عطاران) و دوستش منصور (جواد عزتي) که به کيفقاپي مشغول هستند از طريق مادرش متوجه ميشود که دختر (سارا بهرامي) فردي پولدار نذر کردهاست که با يک جانباز ازدواج کند به همين دليل رضا که در تصادف پاي خود را ازدست داده تصميم ميگيرد خود را به دختر نزديک کند تا بتواند با وي ازدواج کند رضا وارد آسايشگاه جانبازان ميشود که دختر مدير آنجاست رضا با گفتن دروغهاي مختلف سعي ميکند که دختر به او علاقهمند شود رضا با کمک منصور دختر را به خودش علاقهمند ميکند از طرف ديگري رضا ادعا ميکند که در جنگ تحميلي فرمانده يکي از گروه عراقي را کشته براي خودش دردسر بزرگي ايجاد ميکند و…
چند خانواده متفاوت با بحرانی مشابه روبهرو میشوند و هرکدام از آنها بنا به نگاه خاص خود واکنشهایی از خود بروز میدهند.
فیلم پیرامون مسئله سقط جنین است و پیام فیلم این است که «جنینی که به این دنیا دعوت شده نباید سقط شود» حتی اگر مادر آینده یک زن شصت ساله، یک زن بی شوهر (صیغهای)، یک زن بازیگر که کارش را بیش از فرزند دوست دارد، زنی آواره در شهر با یک شوهر چاه بازکن یا زنی بریده از شوهر باشد.
یک اپیزود فیلم دربارهٔ دو دانشجو با بازی پژمان بازغی پس از فیلمبرداری حذف شدهاست که برخی دلیل حذف آن را ممیزی میدانند اما حاتمی کیا دلیل اصلیاش را طولانی شدن زمان فیلم عنوان کردهاست.