برچسب محمدرضا شیرخانلو

کادون 1399

«کادون» مضمونی اجتماعی دارد و با محوریت معضلات فضای مجازی، زندگی چند خانواده و مشکلات آنان را روایت می‌کند...

شکم پهلو 1399

پسری به نام سعید به پدرش در قنادی کمک می‌کند علاقه دارد تا در بازی فوتبال تبدیل به یک لژیونر شود. اما به خاطر اضافه وزن و داشتن چربی در ناحیه شکم و پهلو در شرف قرار گرفتن بر روی صندلی ذخیره‌ها هست. سعید از این نگرانی شب‌ها خواب‌های عجیبی می‌بیند که…

سفر زمان 1391

امیر پسربچه ای است که از اینکه پدرش مجبور است برای آقای فراست کار کند ناراحت است. پدر امیر در کار انیمیشن سازی است و یک عروسک ساز حرفه ای است ولی آقای فراست با پدرش بد اخلاق است و احترام او را نگه نمی دارد. پدر بزرگ امیر در کار خیمه شب بازی است و در کارش استاد است او یک چراغ جادو به امیر هدیه می دهد که غولک از آن بیرون می آید و امیر را برای دیدن آینده اش به زمان آینده می برد. امیر پس از دیدن آینده تصمیم می گیرد به کمک غولک به پسرش کمک کند و اوضاع را رو به راه می کند که ...

عشق نیکان 1394

دو پسر طرفدار استقلال و پرسپولیس هستند.یکی از آنها سرطان دارد و آن یکی برای اینکه رفاقت خود را به دوستش نشان دهد، تلاش میکند دوستش را به آرزویش برساند.

هم سایه ها 1395

میلاد و مادرش به تهران آمده‌اند و قرار است صاحب ساختمان یاس که یکی از دوستان میلاد است دفتری را به او برای پخش محصولات تولیدی‌شان اجاره دهد. دیگر اجاره نشینان ساختمان که مشاغلی همچون خدمات مجالس، وکالت، سایت خبری، ماهنامه و… دارند چون در ابتدا، فکر می‌کنند مستاجران جدید قرار است جایگزین آنها شوند تلاش می‌کنند به نوعی خود را در ساختمان حفظ کنند، اما در نهایت، میلاد و مادرش در اتاقی روی پشت بام ساکن می‌شوند و باقی ساکنین در دفاتر خود باقی می‌مانند. ماجراهای همسایه‌های ساختمان یاس با ورود میلاد و مادرش شروع می‌شود و…

پادری 1392

داستان «پادری» دررابطه با قالیشویی مشتاق است که تعطیل شده‌است، و فیروز مشتاق در ایام نزدیک به نوروز به خاطر از دست نرفتن اعتبار قالیشویی و حفظ مشتریان سابق، سعی می‌کند با اجاره یک قالیشویی دیگر، کارش را پی بگیرد، او که با انبوهی از فرش‌های نشسته روبرو است، دردسرهای جدیدی برایش رخ می‌دهد. از طرفی نصرت برخلاف گذشته دارای وضع مالی خوبی می‌شود…اما این ظاهر قضیه است و به نظر می‌رسد همهٔ این امکانات الکی و دروغی است...فیروز که از یک طرف درگیر پیدا کردن قالیشویی جدید است از طرفی دیگر با مشکل نصرت رو به رو می‌شود و مجبور می‌شود آن را هم حل و فصل کند همهٔ این مشکلات فضای طنز گونه ای ایجاد میکنند که با نقش افرینی هومن برق نورد بسیار طنز روایت می‌شود.

قاب خاطره 1393

داستان قاب خاطره در یک بازارچه که در شهر مشهد واقع است، می‌گذرد، البته موضوع سریال قاب خاطره زائرانی است که برای زیارت به مشهد مقدس می‌روند. این زائران در یک عکاسخانه عکس می‌گیرند و در زیارت دوباره به این مکان مراجعه می‌کنند. مشکلاتی که برای این زائران پیش می‌آید با تلاش و همفکری صاحب عکاسخانه حل می‌شود این مجموعه همچنین روایتگر زندگی افراد حاضر در بازارچه قدیمی مشهد است. در این بازارچه و در گذر آقا بزرگ یک عکاسی قدیمی به نام خاطره وجود دارد که توسط علی نصیریان اداره می‌شود. سوغاتی فروشی آقا جمال که توسط افشین سنگ چاپ اداره می‌شود دیگر لوکیشن اصلی داستان است. همچنین یک هتل که زائران زیادی به آنجا می‌آیند دیگر لوکیشن اصلی مجموعه است که محمد الهی صاحب آن است. در طول داستان افراد و اتفاقات مختلفی در هرکدام از این لوکیشن‌ها رخ می‌دهد و در هرکدام از اپیزودهای مجموعه اتفاقاتی تلخ و شیرین خواهد افتاد.[۱]