برچسب محمدرضا داوودنژاد

آقای رییس جمهور 1379

مصطفي رياحي رزمنده سالهاي جنگ و روزنامه نگار به دور از مصلحت گرايي امروز، به خاطر توطئه اي مالي به زندان مي افتد و نشريه اش تعطيل مي شود اما با الطاف ظاهري شخصيتي متنفذ از زندان بيرون مي آيد و چون طرز فكر و مقالاتش مورد قبول هيچ يك از جناح هاي سياسي نيست. با دعوت همان شخصيت متنفذ سردبيري روزنامه تازه تأسيسي را به عهده مي گيرد كه مدير مسئول و صاحب امتيازش همان شخص متنفذ است. فعاليت در آن روزنامه مصطفي را گام به گام از ارزش هاي گذشته و اهداف انقلابي خود و نيز همسرش كه همچنان بر آن ارزشهاي انقلابي پا مي فشارد، دور مي كند، تا اينكه برخورد با دوستان جانبازش او را به خود مي آورد و هنگامي كه صاحب امتياز روزنامه خود را نامزد رياست جمهوري اعلام مي كند مصطفي در آخرين سرمقاله ماهيت ضد ارزشي او را برملا مي سازد. اين عمل انقلابي موجبات قتل او را فراهم مي آورد. اگرچه در آخرين لحظات دوستانش به ياري اش مي شتابند اما ابتدا همسرش در انفجار اتومبيل و سپس خودش توسط چند گلوله به قتل مي رسد. در پايان اين گونه وانمود مي شود كه مصطفي و همسرش توسط جناح هاي سياسي مخالف آن شخصيت متنفذ به قتل رسيده اند.

کلاس هنرپیشگی 1390

داستان این فیلم دربارهٔ خانواده‌ای است که گران شدن سکه و ارث و میراث، تبدیل به مهمترین دغدغه زندگی شان شده‌است و صمیمیت و احترام به یکدیگر را از خاطر برده‌اند. از طرف دیگر «کلاس هنرپیشگی» داستان یک عشق مثلثی را روایت می‌کند که یک ضلع این مثلث پسری عاشق‌پیشه اما بی‌پول و ضلع دیگرش مردی ثروتمند که هر دو خواهان رسیدن به عشق مشترکشان هستند.

دنیای پرامید 1391

ماجرای فیلم حول محور یک خانواده است که بار مسئولیت و فشار مالی خانواده بر روی دوش مادر است، زیرا پدر خانواده سالهاست که بر اثر سانحه‌ای از کار افتاده‌است. منصور پسر خانواده بعد از به هم زدن نامزدی اش با دختر عمه متمول خود و شروع یک رابطه عاطفی با دختر ی همسطح خودش، اقدام به سرقت از یک طلافروشی میکند تا دیه و دیون برادرش مرتضی که فراری است را بپردازد. بعد از دستگیری منصور به دلیل سرقت یک ماشین و آزادی به قید اخذ سند که صاحبکار مادر خانواده گرو گذاشته، مجدداً اقدام به سرقت مسلحانه یک بانک می‌کند، که مجدداً توسط پلیس دستگیر می‌شود. صاحبکار مادر خانواده در انتهای فیلم پول زیادی به او می‌دهد وی نیز آنرا به مرتضی دیگر پسر خود می‌دهد.

عاشقانه 1374

غزال و آرش نامزدي رسمي خود را جشن گرفته اند، احد پدر غزال مباشر نادر است، نادر از انجام مراسم نامزدي ناراحت مي شود و از احد مي خواهد كه در مقابل چك ها و سفته هايي كه در دست نادر دارد نامزدي را به هم بزند و غزال را به مورد بهتر كه او معرفي مي كند بدهد. اما بعد احد مي فهمد كه مورد بهتر خود نادر است، در صورتي كه او همسر دارد احد عصباني مي شود و قبول نمي كند، اما نادر در برابر اجرا گذاشتن چك ها او را به زندان مي اندازد و ماشين او را هم ضبط مي كند، آرش از اين موضوع بسيار ناراحت مي شود و زمانيكه نادر براي انجام معامله اي به شمال رفته به ديدن او مي رود، آن ها با هم درگير مي شوند و رفيق نادر با استفاده از اين فرصت قصد كشتن نادر را دارد و در اين موقع آرش با دوست نادر درگير مي شود و بدين ترتيب نادر كه از كرده ي خود پشيمان شده ضمن عذر خواهي از آرش و غزال در مراسم عروسي آن ها شركت مي كند.

راننده تاکسی 1385

فيلم داستان يك راننده تاكسي است كه با مسافري به نام جنيفر آشنا مي شود و اين آشنايي مسير تازه و شيريني را پيش روي اين مرد قرار مي دهد.