پشت پرده 1403
جلال و خانواده اش عازم سفری میشوند که بنا به دلایلی مجبور به برگشت به منزل خود میشوند. هنگام وارد شدن به خانه خود متوجه میشوند که خانواده دیگری در خانه آنها میباشند.
جلال و خانواده اش عازم سفری میشوند که بنا به دلایلی مجبور به برگشت به منزل خود میشوند. هنگام وارد شدن به خانه خود متوجه میشوند که خانواده دیگری در خانه آنها میباشند.
داستان این فیلم درباره زندگی مادری است که سر دوراهی گیر کرده و نمی داند چه باید کرد و چه انتخابی را انجام دهد.
داستان این فیلم در یک مدرسه اتفاق می افتد؛ معلم محبوب کلاس سوم (ب) برای همیشه مدرسه را ترک می کند، بی آنکه دلیل خاصی برای بچه ها بیان کند. بچه ها برای پیدا کردن دلیل این کار معلمشان، سعی می کنند او را خارج از مدرسه بیابند. پس از مدت کوتاهی معلم جوانی به نام آقای ربیعی به مدرسه می آید و جایگزین معلم قبلی می شود، در حالی که بچه ها علاقه ای به او ندارند و خواستار بازگشت معلم خود هستند. (و بچه ها به دلیل اینکه به معلم قبلیشان علاقمند بوده اند و فکر میکنند او به جای معلم دلبندشان آقای گلچین آمده است با او ارتباط برقرار نمیکنند و او را به شیوه های مختلفی آزار میدهند.) معلم جدید هم به شیوه های مختلف سعی میکند جلوی آزار و اذیت بچه ها را بگیرد. تکالیف زیاد و امتحانات روزانه از تنبیهات آقای ربیعی است. بچه ها سعی میکنند از طریق یکی از دانش آموزان در معلم جدید نفوذ کنند و نظر او را به خودشان جلب کنند. آقای ربیعی میپذیرد اما در بازگشت به مدرسه میبیند که چهار چرخ ماشینش پنچر شده است و او دوباره به روش قبلی تنبیهی خود بازمیگردد.
این سریال روایت مردی است به نام فرخ که پس از بیست سال به یزد بر می گردد تا خانه پدری خود را بفروشد اما اوضاع بر وفق مراد فرخ نیست و اتفاقات جذاب و دیدنی ای پیش می آید
این سریال که داستانی اجتماعی با رگه های کمدی دارد، پوریا پورسرخ و مریم مومن در آن ایفاگر نقش زوجی هستند که در زندگی با چالش هایی جدی روبرو می شوند. در کشاکش این چالش ها ، حوادث و اتفاقاتی برای آنها رخ می دهد که گاه زمین می خوردند و گاه بر میخیزند ، اما کسی نمی داند سرنوشت برای آنها چه رقم زده است
داستان دربارهٔ چهار زن با مشکلات متعدد است. گلی دلگشا (نازنین بیاتی) رتبهٔ اول کنکور شدهاست و با پدرش حبیب دلگشا (مهدی هاشمی) از یزد به تهران آمدهاند تا گلی به دانشکدهٔ معماری تهران برود. اما گلی و پدرش بر سر مستقل شدن گلی مشکل دارند. راحله گلشیفته (مهناز افشار) رئیس دانشکدهٔ معماری تهران است که با شوهرش فؤاد افشار (سیامک انصاری) که معاونت وزارت ورزش را بر عهده دارد بر سر استقلال و موفقیت زنان در جامعه اختلاف نظر دارد. مژگان میرزایی (شیلا خداداد) ورزشکار رشتهٔ ووشو است و برای مسابقات المپیک بلغارستان انتخاب شده اما شوهرش، ضیاء شریفی (محمد بحرانی) با تنها رفتن او به خارج از کشور مشکل دارد و معتقد است مژگان باید به وظایف مادریاش پایبند باشد. سعیده راستکردار (بهاره کیانافشار) نیز دختری است که به تازگی تغییر جنسیت داده و برادرش وحید راستکردار (امیر مهدی ژوله) پس از مرگ پدرشان تمام ارث و میراث او را بالا کشیده و سهمی به سعیده ندادهاست. تمام مشکلات این زنان دست به دست هم داده تا آنها با هم متحد شوند و …
در يک مراسم عروسي کودکان را به محل برگزاري جشن راه نميدهند و به کلبهاي در انتهاي باغ تبعيد ميکنند. بچه ها متوجه ميشوند برگزارکنندگان مراسم قاچاقچي مواد مخدر هستند، لذا تصميم ميگيرند تا جشن را به هم بزنند و اين آغاز ماجر است.