«بیداد»؛ گونهای پیله تنیدن شبانه با صدای زنانه
چیزی که در مورد «بیداد» جلب توجه میکند، صحنههای کلیشهای (مثل برخورد مسئول زن بیحوصله آموزشگاه موسیقی در ابتدای فیلم) و سمبلهای آشکار (مثل کرم ابریشمی که ستی، دخترک آوازخوان فیلم نگه میدارد) نیست. فیلمساز به تدریج و به ظرافت، ساختار معماری بیانیاش را در دل فیلم بنا میکند، این همه از دل یک واقعگرایی گزارشی (که سبک غالب فیلمهای افشاگرایانه و زیرزمینی سالهای اخیر است) میآید. یک جور واقعگرایی که در فیلمهای دیگر به رونمایی از واقعیت محدود میشود، اما اینجا، مکان داستان (خیابان) را به بازی آورده.
