بررسی بازی Hell is Us | وقتی انسانها جهنم را در زمین متجلی میکنند
در این مطلب به نقد و بررسی بازی Hell is Us میپردازیم و به گوشهگوشه آن سفر میکنیم؛ در ادامه و با این مقاله همراه مجله بازار باشید.
در این مطلب به نقد و بررسی بازی Hell is Us میپردازیم و به گوشهگوشه آن سفر میکنیم؛ در ادامه و با این مقاله همراه مجله بازار باشید.
بازی Dying Light که در سال ۲۰۱۵ روانهی بازار شد، علیرغم خساست منتقدان و دریافت نمرات نهچندان درخشان، حسابی دل گیمرها را بهدست آورد و آغازکننده مسیر شگفتانگیز یکی از بهترین، محبوبترین و پرفروشترین فرنچایزهای دههی اخیر بود. بشخصه حداقل صدها ساعت در شهر هران گذراندهام و با وجود انتقال از نوجوانی به بزرگسالی طی این سالها، دایینگ لایت هنوز هم برایم سرگرمکننده، خاطرهانگیز و درجه یک باقی مانده است. دایینگ لایت ۲ با وجود داشتن نقاط قوت متعدد، اشتباهات مهلکی انجام داد و تا حد زیادی منصفانه مورد انتقاد قرار گرفت. و خب در این میان Dying Light: The Beast به شکلی کاملا غیرمنتظره از راه رسید تا بهترین عناصر بازی اول و دوم را با یکدیگر ترکیب کند و با بازگرداندن پروتاگونیست DL1 دل هواداران را به تسخیر خود درآورد. حال آیا The Beast در انجام ماموریت خود موفق بوده است؟
در حالت عادی، ردهبندی سنی فیلمها و انیمیشنها و سریالها به شکلی دقیق انتخاب شده و وقتی درباره فیلمهای خانوادگی صحبت میکنیم، اصولا یاد آثار مخصوص کودکان و نوجوانان میافتیم که آنچنان بهدرد بزرگترها نمیخورد. با این حال کم نیستند فیلمهایی که این مرزها را جابهجا کرده و علیرغم دریافت ردهبندی سنی نوجوان یا حتی کودک، حسابی به مذاق مخاطبان بالغ خوش میآیند.
فیلم سینمایی The Humans نه روح دارد و نه جن و شیاطین و زنانی با موهای بلند روی صورتشان. داستان آن هم در یک خانه متروک و تسخیرشده یا جنگلی تاریک و هولانگیز جریان ندارد... با این حال، میتواند لقب ترسناکترین فیلم سال را بگیرد.
یک هنرمند ثروتمند و مشهور صد میلیون دلار هزینه میکند تا یک جنازه را با خون افراد جوان احیا کند. این موجود به سختی زنده است و تزریق خون جدید او را حتی مردهتر از ابتدای کار رها میکند. این داستان جدیدترین فیلم ترسناکی سال ۲۰۲۱ نیست، بلکه بازسازی استیون اسپیلبرگ از فیلم West Side Story است؛ یک اثر موزیکال درباره عشق و رقابت نژادی میان گروههای مافیایی و گانگستری نیویورک.
وقتی صحبت از فیلمهای علمی تخیلی به میان میآید، فرانچایزها و آثار بیشماری در این ژانر وجود دارد. ما میدانیم برخی از فیلمهای این سبک نباید به یک فرانچایز یا سری بزرگ تبدیل میشدند و در مقابل، برخی هم به اندازهای که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفتند و در حد یک فیلم مستقل باقی ماندند. این موضوع دلایل مختلفی دارد؛ به عنوان مثال برخی از فیلمها آنطور که استودیو سازنده انتظار داشت به شهرت یا موفقیت مالی در باکس آفیس دست نیافتند. در پارهای از موارد که هم سازندگان دیگر ایده خاصی برای ادامه فرانچایز نداشتند و به همان یک فیلم مستقل بسنده کردند.
فرانچایز هتل ترانسیلوانیا (Hotel Transylvania) طی یک دهه اخیر منبع درآمد خوبی برای سونی بوده و گروهی از طرفداران خاص خود را داشته است. اما با انتشار هتل ترانسیلوانیا 4 (Hotel Transylvania: Transformania)، میتوان گفت این فرانچایز عملا به پایان راه خود رسیده و حرف جدیدی برای گفتن ندارد.
پس از تماشای انیمیشن سریالی The Cuphead Show که توسط استودیو MDHR برای نتفلیکس ساخته شده و ماجراجویی دو برادر کاپهد را دنبال میکند، مخاطب از خود میپرسد این اثر دقیقا کدام گروه از افراد را هدف قرار داده است؟