برچسب محسن چاوشی

دانلود آهنگ محسن چاوشی به نام چنگیز

متن آهنگ چنگیز از محسن چاوشی

چه کردی با خودت چاوش خون خاک بی زائر
چه کردی با خودت بغض خیابونای بی عابر
موذن زاده داره رو مزارت نوحه میخونه
چه کردی با خودت آوازه خون شهر بی شاعر
چه دردی میکشه عاشق فقط پاییز میدونه
خراسون از چه میناله فقط چنگیز میدونه
عذاب هرزه رویی رو گل جالیز میدونه
موذن زاده داره رو مزارت نوحه میخونه
منو بعد تو بادای پریشون خون بغل کردن
گل طوفان شدم موج منو اوج غزل کردن
وجودم آش و لاشه انفجارای دمادم شد
پس از تو روی من بمبای خنثی هم عمل کردن
نگاه کن من همون کوهم که روزی پرپرم کردی
دل آتش زبونم کو چرا خاکسترم کردی
نگاه کن این همون کوهه که آخر پرپرش کردی
چرا خاکسترش کردی چرا خاکسترش کردی
گمونم واژه ها مغز منو میدون مین کردن
نگو تو جمجمم افراد استالین کمین کردن
حلالم کن تو ای پای جنون سر به دار من
که دیدار تو ممکن نیست حتی بر مزار من

دانلود آهنگ محسن چاوشی به نام این کیست این

متن آهنگ این کیست این از محسن چاوشی

این کیست این این کیست این
این یوسف ثانی است این
امروز مستیم ای پدر
توبه شکستیم ای پدر
از قحط رستیم ای پدر
امسال ارزانیست این
مست و پریشان توام
موقوف فرمان توام
اسحاق قربان توام
این عید قربانیست این
کیست کیست جان من
این کیست کیست جان من
من کیسه ها می دوختم
در حرص زر می سوختم
ترک گدایی رویی کنم
چون گنج دیدم در کمین
بسم الله ای روح البقا
بسم الله ای شیرین لقا
بسم الله ای شمس الضحا
بسم الله ای عین الیقین
کیست کیست جان من
این کیست کیست جان من
هفت آسمان را بر درم
از هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری
در جان سرگردان من
بی پا و سر کردی مرا
بی خواب و خور کردی مرا
سر مست و خندان از درآ
ای یوسف کنعان من
کیست کیست جان من
این کیست کیست جان من
از لطف تو چون جان شدم
وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده
در هستی پنهان من
یک لحظه داغم می کشی
یک دم به باغم می کشی
پیش چراغم می کشی
تا وا شود چشمان من
کیست کیست جان من
این کیست کیست جان من

دانلود آهنگ محسن چاوشی به نام جنگ زده

متن آهنگ جنگ زده از محسن چاوشی

دلت تهرون چشات شیراز لبت ساوه هوات بندر
لبم هر شب تنم تبریز سرم ساری چشام قمصر
دلم دل تنگه تنگستان رو دوشم درد خوزستان
غرورم ایل قشقایی تو رگ هام خون کردستان
تو خونم جنگ تحمیلی تو خونت ملک اجدادی
خرابم مثل خرمشهر ولی تو خرم آبادی
تمام کودکی هامو بهم دنیا بدهکاره
تو با لالایی خوابت برد منم با موج خمپاره
دیگه خسته ام از این شهرو از این دنیای وا مونده
می خوام برگردم اونجایی که انگشتام جا مونده
دلم بعد از تو با هر چی که ترکش داشت جنگیده
دیگه بعد از تو به هر کی که درکش کرد خندیده
رو دستم داغ سوسنگرد تو قلبم عشق خونین شهر
خیالم رکس آبادان اسیرم باز تو این شهر
موهام قشلاق بستامه برام بن بسته هر کوچه
مث تالار آیینه به هر سمتی برم کوچه
دیگه خسته ام از این شهرو از این دنیای وا مونده
می خوام برگردم اونجایی که انگشتام جا مونده
دلم بعد از تو با هر چی که ترکش داشت جنگیده
دیگه بعد از تو به هر کی که درکش کرد هه خندیده

دانلود آهنگ محسن چاوشی به نام شیدایی

متن آهنگ شیدایی از محسن چاوشی

بیا بیا که شدم در غم تو سودایی
درآ درآ که به جان آمدم ز تنهایی
عجب عجب که برون آمدی به پرسش من
ببین بیین چه بی طاقتم ز شیدایی
بده بده که چه آورده ای به تحفه مرا
بنه بنه بنشین تا دمی بر آسایی
بیا بیا که شدم در غم تو سودایی
درآ درآ که به جان آمدم ز تنهایی
عجب عجب که برون آمدی به پرسش من
ببین بیین چه بی طاقتم ز شیدایی
مرو مرو چه سبب زود زود می بروی
بگو بگو که چرا دیر دیر می ایی
نفس نفس زده ام ناله ها ز فرقت تو
زمان زمان شده ام بی رخ تو سودایی
مرو مرو چه سبب زود زود می بروی
بگو بگو که چرا دیر دیر میایی
نفس نفس زده ام ناله ها ز فرقت تو
زمان زمان شده ام بی رخ تو سودایی
بیا بیا که شدم در غم تو سودایی
درآ درآ که به جان آمدم ز تنهایی
عجب عجب که برون آمدی به پرسش من
ببین بیین چه بی طاقتم ز شیدایی
بده بده که چه آورده ای به تحفه مرا
بنه بنه بنشین تا دمی بر آسایی
مجو مجو پس از این سیل ها راه جفا
مکن مکن که کشدکار ما به رسوایی
برو برو که چه کج میروی به شیوه گری
بیا بیا که چه خوش می چمی به رعنایی
مرو مرو چه سبب زود زود می بروی
بگو بگو که چرا دیر دیر می ایی
نفس نفس زده ام ناله ها ز فرقت تو
زمان زمان شده ام بی رخ تو سودایی

دانلود آهنگ محسن چاوشی به نام شاه مقصود

متن آهنگ شاه مقصود از محسن چاوشی

این جنگل چوب خورده تو نعره‌های خفیفش شیر لگد خورده داره
دریاست دریای تابوت رو شونه‌های نحیفش مرغابی مرده داره

طفلک همش لنگ نونه این سفره هرچی که داشته برداشته و بذل کرده
از تشنگی نصف جوونه این مشک دستاشو عمری نذر ابوالفضل کرده

این صورت استخونی از فقر سیلی که می خورد دردو فراموش می کرد
البته یادم نمیره وقتی جوون بود با فوت خورشیدو خاموش می کرد

روحی که رو موج اف ام می‌نشست کنج اتاقو سرگرم بخت خودش بود
لبخند می‌زد به آفت سیبی که نعشش همیشه زیر درخت خودش بود

ای چرک رو اسکناسا ارابه ناشناسا پیکان دلتنگ بابا
بار تلنبار مونده از شهر و از یار مونده قربانی جنگ بابا

پیجامه بی ادامه چشم انتظار یه نامه تسبیح و سجاده بابا
ای سرفه های پر از دود ویرونه شاه مقصود از سکه افتاد بابا

می گفت جاهل که بودم عمر عزیزم هدر شد توی صف سینماها
می گفت امروز دیگه نقش مهمی ندارم توی تئاتر شماها

می گفت ده سال هر روز راه دوا خونه ها رو ترک موتور گریه کرده
از اون سر چاله میدون تا این سر توپخونه با توپ پر گریه کرده

می گفت ما مرغ شامیم حالا یا بزم عروسی یا مجلس سوگواری
می گفت فرقی نداریم فرق ما دوتا شبیه اسب کالسکه ست و گاری

می رفت و می گفت پشت لبخند سه در چهارم قسط عقب مونده دارم
می گفت از من گذشته می رفت و می گفت امشب مهمون نا خونده دارم

ای چرک رو اسکناسا ارابه ناشناسا پیکان دلتنگ بابا
بار تلنبار مونده از شهر و از یار مونده قربانی جنگ بابا

دانلود آهنگ محسن چاوشی به نام شرمساری

متن آهنگ شرمساری از محسن چاوشی

جز شرمساری از خودت چیزی نداری
ای نا امیدی نا امیدی نا امیدی
از هیچکس حتی خودت خیری ندیدی
ای تنگ دستی تنگ دستی تنگ دستی
چشماتو رو هر چی دلت می خواست بستی
هی آستین بردی به چشمای نجیبت
دستات خجالت می کشیدن توی جیبت
چون زیر بار دوستی جون کنده بودی
از مهره های گردنت شرمنده بودی
هر چی بهت تقدیم شد دوزو کلک بود
قلبت شکست از بس که دستت بی نمک بود
هی صبر کردی صبر اما بی علاجه
از صبر کردن روحت انقدر هاج و واجه
بارون حریف شر شره چشم ترت نیست
سقفی که باید باشه بالای سرت نیست
با اینو اون نجنگ فرار کن فرار
از مردم دو رنگ فرار کن فرار
هی لقمه توی خون زدی تا زنده موندی
عمری دم از بارون زدی تا زنده موندی
هی سیب نارس چیدی از باغ بهشتت
دیدی که راضی نیستی از سرنوشتت
چون زیر بار دوستی جون کنده بودی
از مهره های گردنت شرمنده بودی
هر چی بهت تقدیم شد دوزو کلک بود
قلبت شکست از بس که دستت بی نمک بود
با اینو اون نجنگ فرار کن فرار
از مردم دو رنگ فرار کن فرار

دانلود آهنگ محسن چاوشی به نام آخرین اتوبوس

متن آهنگ آخرین اتوبوس از محسن چاوشی

اوج گرفتی و من قفس شدم از تو
حضرت آزادی وبال بالم شو
یه روز دیدمتو تازه شدم از نو
یه روز از تو گذشت هزار ساله ام شد
سکوت تو مثل یه راز سر بسته
بین تولد و مرگ شناورم می کرد
نفس کشیدن تو قوطی در بسته
از اینکه پروانه ام مکدرم می کرد
دست که می بردی به کوله بار سفر
دخیل می بستم به دستگیره در
دخیل می بستم به جاده های عبوس
دخیل می بستم به آخرین اتوبوس
اونقدا ام میگن دلت بزرگ نبود
دلت یه زندونه یه چاردیواری
تصورم از تو دود هوا شد رفت
تا هی سقوط کنم به زیر سیگاری
صعود می کردم به قله چشمات
سقوط می کردم مهم نبود برام
دلم می خواست که تورو حبس کنم تو صدام
هیشکی به غیر از تو مهم نبود برام
چشم که مینداختی به آینه و چمدون
پناه می بردم به کوچه و بارون
چشم که می بستی به بی پناهی من
پناه می بردم به نا امید شدن
دست که می بردی به کوله بار سفر
دخیل می بستم به دستگیره در
دخیل می بستم به جاده های عبوس
دخیل می بستم به آخرین اتوبوس

دانلود آهنگ محسن چاوشی به نام متصل

متن آهنگ متصل از محسن چاوشی

جان من است او هی مزنیدش
حال من است او هی مبریدش
آب من است او نان من است او
مثل ندارد باغ امیدش
باغ و جنانش آب روانش
سرخی سیبش سبزی بیدش
متصل است او معتدل است او
شمع دل است او پیش کشیدش
جان من است او هی مزنیدش
آن من است او هی مبریدش
آب من است او نان من است او
مثل ندارد باغ امیدش
باغ و جنانش آب روانش
سرخی سیبش سبزی بیدش
متصل است او معتدل است او
شمع دل است او پیش کشیدش
هر که ز غوغا وز سر سودا
سرکشد اینجا سر ببریدش
عام بیاید خاص کنیدش
خام بیاید هم بپزیدش
باغ و جنانش آب روانش
سرخی سیبش سبزی بیدش
متصل است او معتدل است او
شمع دل است او پیش کشیدش
جان من است او هی مزنیدش
آن من است او هی مبریدش
آب من است او نان من است او
مثل ندارد باغ امیدش
باغ و جنانش آب روانش
سرخی سیبش سبزی بیدش
متصل است او معتدل است او
شمع دل است او پیش کشیدش