برچسب محسن پناهی

کت جادویی 1377

آقای اسکویی رئیس یک شرکت ساختمانی و برج‌سازی معتبر، کتی جادویی دارد که جیب‌هایش همیشه پُر پول است و هرگز تمام نمی‌شود. او در نظر دارد به نحوی از شر این کت خلاص شود، چراکه در کنار این ثروت بی حد و حصر، دردسرها و مشکلات فراوانی برایش ایجاد کرده است؛ به همین سبب، تصمیم می‌گیرد کت را به «عماد» کارمند شرکت که جوانی آس و پاس اما خوش قلب و سالم است، بسپارد. «عماد» خشنود است که با بدست آوردن آن کت، یک شبه راه صد ساله را طی می‌کند، اما…

بهای یک بهانه 1391

این فیلم داستان پسری است که پس از مشکلات فراوانی که در تهران برایش به وجود می‌آید برای خلاص شدن از این مخمصه شهر را به مقصد مکانی دور ترک می‌کند، اما طولی نمی‌کشد که زندگی جدیدش با شنیدن خبر فوت پدر و ارثیه هنگفت برجای مانده از او دچار تغییر می‌شود.

بعد از آزادی 1398

سریال «بعد از آزادی» روایتگر زندگی جوانی است به نام عارف که در یک کارگاه شراکت دارد اما دچار مشکلاتی می شود و ناچار است برای اثبات خود تلاش کند.

سرزمین سبز 1376

عاطفه و لیلی در یک تصادف رانندگی تعمدی درگذشته‌اند. رضا و فرید در ابتدا برای التیام زخم‌های روحی خود، به سفر می‌روند و در سراسر ایران می‌گردند؛ همچنین، آن‌ها پس از بازگشت از سفر با کمک مجید بهادر، جوانی که زمانی کارآموز عاطفه بود برای دستگیری و محاکمه‌ی عاملین مرگ لیلی و عاطفه، یک دعوی حقوقی را علیه آن‌ها آغاز می‌کنند. این دعوی به بخشش قاتلین می‌انجامد.

لژیونر 1396

داستان سریال لژیونر در مورد دو دوست قدیمی به نام بهمن با بازی حسن پور شیرازی و توفیق با بازی محمدرضا شریفی‌نیا است که همچون دو برادر زیر نظر یک پدر بزرگ شده‌اند اما شخصیت‌های متفاوتی دارند حسن پورشیرازی نقش مجری ورزشی تلویزیون را ایفا می‌کند که به تازگی بازنشسته شده‌است و همچون بهرام شفیع که به صداقت و شرافت فوتبال اهمیت می‌دهد، یک برنامهٔ اینترنتی به نام «کارت زرد» به راه انداخته‌است که در آن مباحث و مسائل فوتبال را مطرح می‌کند. اما در نقطه مقابل او محمدرضا شریفی‌نیا به عنوان یک دلال فوتبال که یک تنه می‌تواند پشت صحنه فوتبال را بچرخاند ظاهر شده‌است.

بچه مهندس 4 1399

این سریال در ادامه بچه مهندس۳ و موضوعاتی چون پهپاد RQ170 یا ازدواج و بیماری جواد جوادی ادامه پیدا می‌کند و جواد جوادی مژگان را فراموش میکند و با پسری به اسم بهروز آشنا می‌شود و باهم رفیق و همخونه می‌شوند و در همین حال عاشق دختر استادش در دانشگاه می‌شود (مرضیه) سپس به خواستگاری مرضیه می‌رود اما دکتر توفیقی به خاطر گذشته اش به او جواب رد می‌دهد و جواد ناراحت می‌شود ولی امیدش را از دست نمی‌دهد و در همین حین دکتر توفیقی پهپاد RQ170 را شکار کرده و در تلاش است که از طریق جواد جوادی و دوستانش به طور غیر مستقیم کمک بگیرد و در همین حال بی بی گوهر به دکتر توفیقی برای خواستگاری مرضیه برای جواد گیس سفیدش را گرو می‌گذارد و دکتر توفیقی قبول می‌کند در همین حین جواد همش سر درد داشت و ناگهان در پرواز هواپیما که کمک خلبان بود و در حال هدایت RQ170 هم بود متاسفانه سردرد می‌گیرد و سقوط می کند و بعد مدتی جستجو او و کاپیتان مظفری را پیدا می‌کنند و مدتی در بیمارستان بستری می‌شود ناگهان دکتر متوجه موارد مشکوکی در عکس سر او می‌شود و به بهروز می‌گوید باید ازمایش های بیشتری انجام شود تا بهتر بفهمیم موضوع چیست و پس از انجام آزمایش های مربوطه مشخص می‌شوند که جواد تومور مغزی دارد و درست شب قبل از عقد مرضیه و جواد درب خانه ی دکتر توفیقی زنگ می‌خورد و جواد همه چیز را بهم می‌زند در همین حال خلاف کار ها دنبال دکتر توفیقی و خانواده اش هستند که جواد و بهروز و بی‌بی گوهر به مشهد می‌روند و جواد در حرم مطهر اقا امام رضا (ع) جواد کفشش را گم می‌کند و بعد که پیدا می‌شود بر می‌گردد و بعد یکی از خادمان می‌بیند که جواد حال خوشی ندارد و می‌فهمد که مشکل جواد چیست و سپس به او یک کارت دکتر می‌دهد که در آن آدرس مطب پروفسور حسام است و پس از خواهش های بهروز و اطرافیان به دکتر می رود و متوجه می‌شود که دکتر همان خادم است و دکتر به او می‌گوید زمان طلایی برای درمان را از دست داده ای ولی امیدت به خدا باشد که من میتونم تو را عمل جراحی از توی بینی بکنم و جواد قبول نمی‌کند که بی بی گوهر همه چیز را به خانواده ی توفیقی می‌گوید و آنها راهی مشهد می‌شوند و مرضیه از جواد می‌خواهد که خود را عمل کند و جواد قبول می‌کند و عمل او خوشبختانه موفقیت آمیز بود که ناگهان جواد بر اثر سکته ی مغزی به کما می‌رود و مدتی بعد به هوش. می اید و بعد سایه که رئیس باند خلافکار ها بودند را دستگیر می‌کنند و ....

محکومین 1396

این مجموعه اپیزودیک، فصل ۲ سریال محکومین است و با موضوع مجازات جایگزین زندان و اپیزودهایی با محوریت مشکلات مردم، اخلاق، بحران، خانواده، طلاق و… میپردازد