پاپوش 1387
داستان فیلم پاپوش درباره کمال بازاریاب شرکتی است که مدیر عامل به او اعتماد دارد، اما در آستانه ازدواج با فریده درگیر مشکلات شرکت میشود. او پی میبرد شرکت داروهای تقلبی تولید میکند و...
داستان فیلم پاپوش درباره کمال بازاریاب شرکتی است که مدیر عامل به او اعتماد دارد، اما در آستانه ازدواج با فریده درگیر مشکلات شرکت میشود. او پی میبرد شرکت داروهای تقلبی تولید میکند و...
«احساس خلأ میکنم. رفتنش را هنوز باور ندارم ولی دلم قرص است که در آرامش رفت. فقط حسرت میخورم که ای کاش همدلیها و تعریف و تمجیدهای این چند وقت اخیرِ دوستان و همکارانش را قبل از رفتنش میشنید.»
کشاورز نمونه روستایی به نام فریدون، علاقهمند کار مطالعه و تحقیق و پیوند انواع گیاهان است. او نمیخواهد زن بگیرد و معتقد است ازدواج برای دانشمندان ضرر دارد. دایی او رئیس شورای روستاست. او مرد مقتدر و با ابهتی است که دوست دارد دخترش با فریدون ازدواج کند. اما فریدون دوست ندارد این ازدواج سر بگیرد و از سویی توان مقابله با داییاش را هم ندارد. سرانجام تصمیم میگیرد از روستا فرار کند تا داییاش نتواند فکرش را عملی کند به همین دلیل به تهران میآید اما در همان ابتدای کار شیفته دختری میشود.
این سریال داستان سه زوج را دربرمیگیرد که با هم نسبت خانوادگی دارند و ماجرا هاو داستانهای متفاوتی با یک مضمون مشترک در هر قسمت مطرح میشود، که این سه داستان سرانجام به یک برآیند میرسند.
داستان این مجموعه تلویزیونی در مورد ماجراهای گوناگون خانواده عباس آقا (محسن قاضیمرادی) حول و حوش عید نوروز است.
داستان زندگی زنی میانسال به نام مارال است که زندگی پر ماجرا و سختی را پشت سر گذاشته و با تکیه بر قدرت ارادهاش توانسته خود و خانوادهاش را به آرامش و آسایش برساند. اما برملا شدن رازی، این آرامش را از او سلب کرده و زندگیاش را دوباره دچار تلاطم بزرگی میکند. او در مییابد تمام کسانی که عاشقش بوده و دوستش داشتهاند، جنایات بزرگی در حق او مرتکب شدهاند. پس تصمیم میگیرد برای به دست آوردن هر آنچه که به ناحق از او گرفته شده، بجنگد.
«نٓیِّر» دختری مهاجر با پدری علیل ساکن حلبی آبادهای حاشیه شهر تهران است که مشغول دورهگردی و دست فروشی است. او به جرم سد معبر با پاسبانی درگیر شده و پا به فرار میگذارد و به قهوهخانهای پناه میبرد که پاتوق عدهای از لاتهای شهر است، صاحب قهوهخانه شخصی است به نام قنبر دیزلی (ملقب به «دندون طلا») به نیر پناه میدهد و دندون طلا از شجاعت و پاکدامنی و زحمت کشی نیر خوشش میآید و نیر نیز از جوانمردی و حق طلبی قنبر. این آشنایی منجر به عشقی آتشین شده که فرجامش بارداری نٓیِّر است. قهوهچی بعد از آنی که عشقش فروکش کردهاست پشیمان شده و منکر بچه میشود و …
این سریال داستان دختری است که پس از مرگ پدرش با خواهرها و برادرهایش دچار مشکل میشود.