برچسب محرم زینال زاده

خانه ای در تاریکی 1382

خانه‌ای در تاریکی حکایت دختری است به نام ماه تابان که در ایل بختیاری بزرگ شده است. او از سالها پیش در پی مفقود شدن پدر و مرگ مادرش نزد پدربزرگش که رئیس ایل بختیاری است زندگی می‌کند. عطاءالدوله پدربزرگ مادری ماه تابان پیکی را به دنبال او می‌فرستد تا به تهران برود. ماه تابان که همیشه آرزومند آگاه شدن از سرنوشت پدر بود، این موقعیت را فرصت مناسبی می داند به تهران می‌رود. اتفاقات این مجموعه تلویزیونی در سالهای حدود ۱۳۰۷ به وقوع می‌پیوندد.

جاده قدیم 1394

داستان مجموعه جاده قدیم، آغاز زندگی زن و شوهری تازه ازدواج کرده به نام زینت و نعمت است که پس از ازدواجشان همراه با یک گاو که جهیزیهٔ زینت است و آن گاو تنها دارایی آن‌ها می‌باشد به تهران می‌آیند. ماجرا از آن جا آغاز می‌شود که گاوشان در بدو ورود به تهران ناپدید می‌شود و آن جاست که مشکلات این زوج شروع می‌شود.

سرگشته 1390

داستان این سریال درباره شخصی به نام عبیدالله بن حر جعفی است. او هنگامی که امام حسین (ع) به سمت کوفه حرکت کرد از کوفه بیرون آمد تا با ایشان مواجه نشود؛ اما در نزدیکی کربلا با ایشان روبه‌رو شد. حضرت او را به یاری خود دعوت کرد اما او دعوت آن حضرت را رد کرد و بعد پشیمان شده و همراه مختار قیام کرد.

حرفه ای 1400

داستان سریال درباره پول هنگفتی بوده که چهار نفر برای رسیدن به آن باید موانعی را از بین ببرند و نقشه بی نقصی برای آن بکشند نقشه پیچیده و خطرناکی که نیازمند یک قاتل حرفه‌ای دارد این قاتل باید باهوش و بی رحم باشد و افرادی که می خواهند به این پول برسند باید تلاش کنند یک قاتل بی رحم را پیدا کنند گفته شده که این سریال در ۱۶ قسمت پخش میشود.

ستایش 1 1390

سریال ستایش، قصهٔ دختر جوانی به نام ستایش را روایت می‌کند که برای نجات برادرش از خطری که در پی فرار او از خدمت سربازی وی را تهدید می‌کرد، به دوست برادر خود، طاهر فردوس، پناه برده و با تمهیداتی برادرش را راهی مرز می‌نماید. محمد برادر ستایش در مرز کشته شده و طاهر به زندان می‌افتد. در نهایت با رضایت خانوادهٔ محمد از زندان آزاد شده و از آنجائی که مجذوب و شیفتهٔ ستایش شده بود، علی‌رغم مخالفت خانوادهٔ خود و خانوادهٔ ستایش و با وجود میل باطنی ستایش، با او ازدواج نموده و صاحب دو فرزند دختر و پسر می‌شود. طاهر همسر ستایش در پی ماجرای حسادت همسر برادر خود (انیس، همسر صابر) که برادر بزرگتر او و در واقع پسر بزرگتر حشمت فردوس (پدر طاهر فردوس) به حساب می‌رفت، که مبنی بر علاقهٔ شدید پدر طاهر به او و با توجه به مال و ثروت زیاد او بود، متهم به حمل مواد مخدر گشته و پس از فرار از دست مأمورین در تصادفی به کما رفته، فوت می‌نماید. ستایش در فراق برادر، همسر و مادر خود و با توجه به وضعیت نامناسب پدر خود به زندگی با دو فرزندش همچنان ادامه داده و برای فرار از پدر شوهر خود، حشمت فردوس که به دنبال محمد می‌گشت تا به گفتهٔ خودش اسم وی را به یدک بکشد، آنها پس از فرار به شهرهای مختلف سر انجام به اکبر آباد، زادگاه پدر و مادرش و پیش پدربزرگ او، خان بهادر اکبر آبادی (جمشید مشایخی) می‌روند. اما در آنجا خان دوم ده، فتح‌الله خان گله داری (شهاب عسگری)از محمود پدر ستایش کینه دیرینه دارد. چندین سال قبل پدر ستایش در جوانی پسر کوچک فتح‌الله خان را به علت خواب آلودگی از تعزیه خان بهادر بیرون می‌کند و او در راه اسیر گرگ‌ها شده و کشته می‌شود. فتح‌الله خان با خود عهد بست که انتقام پسرش را از او بگیرد. پدر ستایش شبانه از خانه بیرون می‌رود و اتفاقی نوه فتح‌الله خان را نجات می‌دهد اما خودش طعمه گرگ‌ها شده و می‌میرد. محل جدید ستایش نیز برای فردوس توسط پلیس آشکار شده و او می‌خواهد به آنجا برود، اما قبل از رفتن سکته می‌کند و صابر را جای خود می‌فرستد، صابر که سودای اموال فردوس را دارد، به پلیس دروغ می‌گوید که آنها را نمی‌شناسد. پدربزرگ ستایش سند یک مغازه که هدیه عروسی پدرش بود را به او می‌دهد و ستایش با کمک او به آنجا پناه می‌برد.

بوم و بانو 1399

قصه این سریال در دوره پهلوی اول روایت می‌شود و بزنگاهی از تلاقی عشق، سیاست و مذهب است. در ایامی که عشق رهروان محرم به مسلخ برده می شود و شورشان به یغما می رود، عشقی بی آلایش سر بر می‌آورد که در دل طوفان بلایای زمانه به ابتلا کشیده می‌شود و در سایه تزویر و فریب بد خواهان تا مرز نابودی می رود اما در واپسین لحظات چون ققنوسی از میان خاکستر برمی خیزد.

زنگها 1364

در يك شهر، تعدادي از ساكنين توسط تلفن تهديد به مرگ مي شوند. افراد پليس در جستجوي قاتلين هستند اما موفق نمي شوند و هر روز قتلها طبق قرارهاي تلفني انجام مي گيرد. خبرنگار روزنامه اي براي دنبال كردن قضيه قتلهاي تلفني مأموريت ويژه مي گيرد. پليس به همه از جمله خبرنگار ويژه روزنامه، مظنون و مشكوك مي شود تا اينكه خود خبرنگار نيز با تلفن تهديد به مرگ مي شود و در موقع فرار از دست قاتل با اتومبيل خود در دريا سقوط مي كند.