برچسب مجید شهریاری

هکر 1387

این فیلم درباره دو جوان به نام‌های شیرین و مسعود است که از نوابغ دانشگاه در رشته فوق لیسانس کامپیوتر هستند. از سوی دیگر گروهی که به دنبال استخدام هکر هستند به سراغ آنها می‌آیند تا بتوانند از هوش آنها استفاده کرده و سیستم‌های مالی را هک کنند و ...

دانشمندی که بعد از شهادتش هم به پیشرفت علم و فناوری کمک کرد

به گزارش «نبض‌فناوری»؛  دانشمندان خارجی از ترس تحریم و تهدید دشمنان ایران سال‌هاست با برنامه هسته‌ای ایران همکاری نمی‌کنند؛ هر چه هست توان دانشمندان داخلی خودمان است. در این میان امثال «مجید شهریاری» هم هستند که گوهر یک‌دانه‌اند برای این…

بچه نشو 1393

یک خانواده هنرمند در گوشه ای از شهر مشغول زندگی هستند. آنها یک روز صبح که از خواب بیدار می شوند تا به دنبال کارهای روزمره خود بروند با اتفاق عجیبی روبرو می شوند…

باغ سرهنگ 1392

هادی (نیما فلاح) جوانی است که در حال تلاش برای انتشار اولین آلبوم موسیقی خود است. او منتظر گرفتن مجوز اشعار آلبوم جدیدش است تا از پدرش (محمد مطیع) کمک مالی بگیرد. او به دختری با نام سمیرا (آناهیتا همتی) علاقه‌مند است و علی‌رغم مخالفت خانواده‌اش با او ازدواج می‌کند اما این موضوع را از خانواده‌اش پنهان می‌کند تا پدرش از کمک مالی به او منصرف نشود. هادی ده سال پیش نامزد دخترعمویش شادی (نسترن سالار) بوده ولی شادی برای تحصیل به خارج از کشور رفت و نامزدی را به هم زد؛ ولی مادر شادی (مریم سعادت) و پدر هادی به دلیل وصیت پدر مرحوم شادی اصرار به ازدواج شادی و هادی دارند. چند روز بعد از ازدواج پنهانی هادی با سمیرا، شادی به ایران برمی‌گردد و ماجرای ازدواج او و هادی دوباره توسط خانواده‌ها مطرح می‌شود. شادی به صورت خصوصی به هادی می‌گوید که دیگر به ازدواج با او علاقه‌ای ندارد و آنها بنا می‌گذارند که این موضوع را به خانواده‌ها بگویند؛ ولی هادی که نگران این است که پدرش به او کمک مالی نکند، بعد از این که شادی به همه می‌گوید که نمی‌خواهد با هادی ازدواج کند، وانمود می‌کند که دلشکسته شده‌است. شادی برای ادب کردن هادی و وادار کردن او به بیان واقعیت، با مادرش دست به یکی می‌کند که وانمود کند نظرش عوض شده و می‌خواهد با هادی ازدواج کند.
در این بین هادی و سمیرا به‌طور پنهانی زندگی مشترک خود را در ملک یکی از اقوام دور پدرش به نام باغ سرهنگ آغاز می‌کنند. هادی در باغ با روح مردی به نام ارسلان (مجید صالحی) روبرو می‌شود که نامزد رحمت الملوک خانم (شمسی فضل‌اللهی) صاحب باغ بوده که در روز عروسیش تصادف می‌کند و از دنیا می‌رود. ارسلان از هادی می‌خواهد که به او کمک کند مکان فعلی رحمت را پیدا کند تا او یک بار دیگر رحمت را ببیند.

راز قلعه 1399

آرش به همراه پدر باستان‌شناسش برای کنکاش در محوطه ای باستانی وارد روستایی می‌شوند، ورود آرش به تنها مدرسه روستا با آزار و اذیت برخی از هم کلاسی‌های همراه است. هم کلاسی‌ها برای پایان دادن به این نزاع‌ها برای او پیش‌شرطی می‌گذارند تا او را وارد قلعه‌ای ناشناخته کنند و …

عمودی ها 1396

سریال درباره کسانی است که در مجتمع های مسکونی زندگی می کنند و دردسرها و مشکلاتی از قبیل همسایه داری، مدیریت آپارتمان و پرداخت شارژ دارند.

ششمین نفر 1390

در پی قتل پدر سرگرد آسایش که از افسران بلند پایه ارتش بوده، داوود برادر همسرش به اتهام قتل دستگیر می‌شود. این اتفاق سرآغاز روشن شدن ماجراهای پنهان دیگری است که ...

آقا و خانم سنگی 1394

سعید سنگی باغچه ای را که پدرش به نیت هزینه ازدواج سه خواهرش کنار گذاشته را فروخته و مزرعهٔ شترمرغ راه انداخته‌است. غافل از اینکه نوه عموی جوانشان احسان سنگی، عاشق سحر خواهر کوچکتر سعید شده‌است. نیت احسان برای ازدواج با سحر همزمان می‌شود با از دست رفتن مزرعه در اثر یک کلاهبرداری بزرگ. سعید شرط‌هایی برای ازدواج احسان و سحر می‌گذارد که تن هر بیدی را می‌لرزاند. اما احسان سنگی گویی چنار است و با هیچ شرطی نمی‌لرزد. حالا سعید باید قبل از تحقق شرایط باید مزرعه را احیا کند، وگرنه اتفاقی می‌افتد که نباید بیافتد…