عباس زریابخویی نه یک پژوهشگر معمولی، بلکه دایرةالمعارفی متحرک بود که با تسلط بر میراث کهن و روشهای نوین، شکاف میان سنت و مدرنیته را در مطالعات ایرانشناسی با قلمی استوار پُر کرد.
شیخالمشایخ امیرمعزّی، رئیس کتابخانه سلطنتی و کتابشناس برجسته، وقتی رضاشاه خواست او کسوت روحانیت را کنار بگذارد، تسلیم نشد؛ «نه» او چهار سال بیحقوقی و خانهنشینی را رقم زد.
مظفر بختیار، استاد دانشگاه تهران و پژوهشگری کمحرف اما پرکار، عمرش را صرف شناخت و معرفی میراث مکتوب و هنری ایران کرد؛ از کتابشناسی و نسخهشناسی تا پژوهش درباره زبان فارسی در چین نیز رفت.
عبدالحسین حائری تنها یک کتابشناس نبود؛ او فقیهی بود که نسخهشناسی را به جایگاه اصلیاش بازگرداند.
کرامت رعناحسینی از محلههای هنرمندخیز شیراز برخاست و عمرش را صرف شناخت، ثبت و پاسداری از نسخهها و متون کهن کرد؛ پژوهشگری که حافظه مکتوب ایران را از فراموشی دور نگه داشت.
زندگی و زمانه سیّدمحمدعلی روضاتی، روایتِ استقامت در راهِ فرهنگ است. مردی که با وجودِ سختیها، با پشتکار و دغدغهمند، از میراثِ مکتوبِ ایران در برابرِ فراموشی و بیتوجهی دفاع کرد و الگویی ماندگار بر جای گذاشت.
عبدالعزیز طباطبایی، پژوهشگری فروتن و خستگیناپذیر بود که عمر پربارش را وقف شناسایی نسخهها، زندهکردن متون فراموششده و خدمت بیادعا به میراث اهلبیت کرد.
محسن صبا، از نخستین پایهگذاران کتابداری نوین ایران، عمر خود را صرف ساماندادن به حافظه مکتوب کشور کرد؛ مردی که کتابخانه را قلب فرهنگ میدانست.