روایت زندگی محمدتقی دانشپژوه، روایت مردی است که میان کتابها پیر شد و هر روز را با کشفی تازه آغاز کرد.
او از شیراز راهی تهران، تبریز، لندن و گوتینگن شد؛ سفری علمی که حاصل آن دهها اثر پژوهشی و مجموعهای کمنظیر از منابع ایرانشناسی بود.
جهانداری با دقت و وسواس فراوان منابع ایرانشناسی و اسلامشناسی را از سراسر جهان گردآوری میکرد. او با ناشران و کتابفروشان اروپایی مکاتبه داشت و کاتالوگهای کتاب را به دقت بررسی میکرد تا بهترین آثار را برای کتابخانه انتخاب کند.
زندگی احمد گلچین معانی، از انجمنهای ادبی تهران تا تالار نسخههای خطی آستان قدس رضوی، مسیر با تحقیق، شعر و کتابشناسی پیوند خورده است.
مهدی آذریزدی، نویسنده نامآشنای ادبیات کودک، از دل زندگی ساده در یزد برخاست و با عشق به کتاب، به یکی از اثرگذارترین چهرههای فرهنگ و نشر ایران تبدیل شد.
علینقی منزوی از نوجوانی در کنار پدرش با جهان کتابشناسی آشنا و بعدها به یکی از چهرههای اثرگذار فهرستنویسی نسخههای خطی تبدیل شد؛ پژوهشگری که زندگیاش میان کتاب، دانشگاه و تبعید گذشت.
افشار، گله از روزگار و نامهربانی ها نداشت و همواره نوشته های علیه خود را شاداب می خواند و می خندید. او در این باره می گـفــت: «ضـربــه ها از عـوام نـیســت از رقبای علـمـی و فرهنگی است.»
کاظم مدیر شانهچی دانشمندی چندوجهی بود که با تلفیق هوشمندانه فقه و نسخهشناسی، عمری را وقف حفظ گنجینههای مکتوب شیعی کرد و به قلههای علمی کشور رسید.