محبوبه نجفخانی گفت: ادبیات کودک زمانی موفق است که به جای آموزش مستقیم، که همه کودکان از آن فراریاند، به تجربه زیستی تبدیل شود. داستان وقتی جذاب است که پیامهای محیطزیستی در دل روایت و کنش شخصیتها و ماجراها به مخاطب ارایه شوند. اگر کودک با لیلی همراه شود و لذت رشد یک نهال را حس کند، بدون اینکه حس کند در کلاس نشسته و دارد به یک درس خشک و رسمی گوش میدهد، خودبهخود ارزش حفاظت از طبیعت را میآموزد و درونی میکند.
پرنیان فرخنژاد گفت: در کتاب علمی کودک، متن و تصویر را نمیتوان دو عنصر کاملاً جدا از هم در نظر گرفت. تصویر گاهی بخشی از اطلاعاتی را که متن ارائه میکند، تکمیل میکند و گاهی حتی چیزی را نشان میدهد که متن بهتنهایی نمیتواند به همان وضوح توضیح دهد.
نیلوفر کشتیاری گفت: روشن است که هیچ کودکی با تواناییِ تفکر نقادانه به دنیا نمیآید؛ این یک مهارت کاملاً اکتسابی است. وقتی ما به بهانهی این داستان، کودک را تشویق میکنیم تا عواقبِ تسلیمشدن در برابر وسوسه را در حد توانش تحلیل کند و برای آن گزینههای جایگزین بسازد، در واقع مثل این است ماهیچههای تفکر نقادانه و مهارتِ حل مسئله را در ذهن او ورزش میدهیم تا یاد بگیرد در آینده، تصمیمهایی منطقی بگیرد. در واقع این کتاب میتواند یک ابزار کار مفید برای کلاسهای فلسفه برای کودکان (فبک) باشد.
زهره ناطقی گفت: به نظر من طنز این کتاب بیشتر بر موقعیتهای خندهدار و بازیهای زبانی استوار است. اگر بخواهم بگویم انتقال کدام بخش دشوارتر بود، به نظرم بازیهای زبانی و اسمهای طنزآمیز سختتر هستند، چون بعضی از شوخیها به زبان اصلی وابستهاند و ممکن است در ترجمه همان تأثیر را نداشته باشند.
حمیرا واقف گفت: کتاب «در جستوجوی ماهی غولپیکر» عمق اقیانوس را به بچهها نشان میدهد. خودم بهعنوان مترجم، چیزهای زیادی یاد گرفتم و با موضوعاتی آشنا شدم که قبلاً درباره آنها نمیدانستم و این به خاطر اقلیم متفاوت آن بود.