برچسب ماهیت واقعی منازعه پکن‌واشنگتن

ماجرای انتخاب در مدرسه

ماجرا از آنجا شروع شد که مدرسه تصمیم گرفت دست دانش‌آموزان را بازتر بگذارد و چه ظرفیتی بهتر از گروه‌ها برای این کار؟ کدام کار و چرا گروه‌ها؟ تا آقاسید، نانوای محله ما، خمیرش را به عمل بیاورد، من هم محتوایم را بار گذاشته‌ام.

اگر جای تو بودم، حسین را رها می‌کردم!

سلام مرد یمنی! برشی از زندگی‌ات را خواندم و کیف کردم. حرفی که به حسین زدی، آن‌قدر اعلا بوده که در زیارت‌الشهدا هم آمده. یعنی مردمی که بعد صدها سال بخواهند شهدا را زیارت کنند، حرف‌هایت در روز عاشورا را زمزمه می‌کنند.

هیچ جایی نمی‌توانم بروم!

من یک دختر شش‌ساله هستم که هرروز می‌روم پیش‌دبستانی؛ اما از وقتی هوا سرد و آلوده شده، مدام تعطیل می‌شوم و به خاطر سلامتی‌ام نباید به مدرسه بروم و با دوستانم در حیاط بازی کنیم.

هر کجا هستم آسمان مال من است!

آلودگی و تعطیلی مدارس من را یاد دوران سخت کرونا می‌اندازد؛ وقتی‌که نمی‌توانستیم آزادانه نفس بکشیم و هرروز به مدرسه برویم. آخر این آلودگی برای ما بچه‌ها و حتی بزرگ‌ترها خیلی ضرر دارد.

خیابان بهشت دروازه‌ای بهشتی

از هیاهوی جنگ و چک کردن اخبار که فارغ شدیم؛ کارهای فراوانی را باید انجام دهیم. همان وظیفه‌هایی که شاید حدس نمی‌زدیم بر عهده ما باشد. خیلی آدم‌ها کسب و کارهای خودشان را رها کردند تا در سنگر دیگری خدمت کنند.

تلخ و شیرین یلدا!

مادر قالی می‌بافد و بچه‌های کوچک را داری می‌کند و پدر و او هم باید کار کنند تا اجاره ماه بعد دربیاید. شب زندگی محمد همیشه یلداست؛ تاریک از نداری و سرد از بی‌پولی.صدای جیغ ماشین‌ها از چند متر آن‌طرف‌تر نشان می‌دهد که همهمه و شلوغی برای زودتر رسیدن به خیابان‌های شهر هم رسیده. خلاصی از سرما و آماده شدن برای یلدا شهر را متفاوت از قبل کرده است.