برچسب مادر

برای مادری که دیگر نیست!

هر وقت می‌رفتی بود. اصلا نبودنش خیلی به چشم می‌آمد. اگر نبود ،غصه مثل گلوله برفی می نشست روی گرمای شوق دیدار و همان جا وا می‌رفتی. این را همه رفیق‌بازهای دانشگاه صنعتی اعتراف می‌کنند. ذهنتان را منفی نکنید؛ رفیق از نوع شهیدش منظورم است! هر وقت می‌رفتی آن صورت مثل ماهش نور می‌تاباند روی قلبی که به شوق زیارت پسرش تا گلستان رفته بود.

مادرانه!

«خدا صبرش را می‌دهد»؛ این جمله‌ای است که به‌واسطه مراوده و صحبت و هم‌نشینی که در طول این سال‌های کاری با مادران شهدا داشته‌ام، از زبان آن‌ها زیاد و مکرر شنیده‌ام. «صبر» کلیدواژه همه مادران شهداست و «صبوری» مسلک و مرام آن‌ها. فرقی ندارد یک پسر داده باشند یا بیشتر؛ گاهی حتی همسرانشان هم در کنار پسرانشان رفته‌اند و به شهادت رسیده‌اند؛ اما دل آن‌ها دریاست و همه این سال‌ها حتی خم به ابرو هم نیاوردند. «خدا صبرش را می‌دهد…»؛ این آرمان و عقیده همه مادران شهداست. آنچه در ادامه آمده است مادرانه‌هایی از چندمادر شهید است که با هم مرور می‌کنیم. مادر شهید منصور رئیسی؛ مادر شهیدان علی، ناصر و مسعود خودسیانی، مادر شهید سعید چشم‌براه و مادر شهید مدافع حرم فاطمیون، شهید احمد ترابی…!

فرزندان زهرا (س) در آغوش مادران اصفهانی

«من قدرت او را، محبت مادری او را در هور دیدم. در قلب کانال ماهی دیدم. در وسط میدان مین دیدم. وقتی شما مادر ها نبودید و بچه‌هاتان در خون دست و پا می‌زدند، او را دیدم. فاطمه در هور، فاطمه در کربلای 5، فاطمه در اردوند، فاطمه در کوه‌های سرد و سخت کردستان، مادری کرد.» این را شهید قاسم سلیمانی خطاب به مادران شهدا می‌گوید؛ سال‌ها پیش و البته مادرانی که امروز نیز همچنان، چشم به در دوخته‌اند و آنگاه که کاروان شهدا میهمان شهر می‌شوند، به استقبالشان می‌آیند.

مهمانِ مادرِ«حاج حسین»!

«حوضِ» میان خانه، «فرش‌هایِ» شسته و پهن شده روی نرده‌های ایوان، «شمعدانی»‌های لب باغچه! اینجا همه چیز بوی خبری خوش می‌داد؛ بوی عید! عید هر سال برای «طیبه»خانم بویی دیگر دارد.

او فرزند این مادر بود!

ارادتش به مادر حاج‌‌حسین خرازی زبانزد خیلی بچه‌رزمنده‌‌هاست؛ آن‌قدر که او را دست راست و کمک‌حال حاج‌خانم طیبه تابش در طول سال‌های حیات مادر معرفی می‌کنند و به‌نوعی واسطه ارتباط مسئولان با ایشان.