برچسب لیندا کیانی

صحنه زنی 1399

صحنه زنی داستان گروهی خلافکار را روایت می کند که سردسته آنها «اسد» است. اسد همراه با گروهش صحنه های جعلی تصادف می سازد تا از بیمه خسارت بگیرد.

تروا (ترور) 1399

محمد پس از سال‌ها انتظار قرار است امشب به آرزوی خود برسد و قبل از سریال اوشین به عنوان مجری در تلویزیون ظاهر شود. اما بهادر یکی از اعضای سازمان منافقین به دنبال اوست و سرنوشت او به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد...

ضد 1400

ضد یک درام سیاسی است که در بستر التهابات کشور در تابستان سال ۱۳۶۰ می‌گذرد. قصه این فیلم دربارهٔ یک عشق در دل حوادث سیاسی است که پس از سال‌ها دوباره شعله‌ور می‌شود.

منصور 1398

فیلم سینمایی «منصور»، درباره بخش‌هایی از زندگی تیمسار منصور ستاری و ساخت اولین جنگنده کاملا ایرانی است و همچنین سال‌های پایانی دفاع مقدس را روایت می‌کند که ایران به شدت درگیر کمبود تسلیحات نظامی است و سرتیپ ستاری بر یک پروژه مهم کار می‌کند.

مهرآباد 1390

مهرآباد روایتگر زندگی کیا مقدم است که پس از ۱۲ سال دوری از وطن و شکست در زندگی زناشویی برای پیگیری کارهای شخصی به کشور بازمی‌گردد ولی در همان بدو ورود با اتفاقی روبه‌رو می‌شود که زندگی خودش و بسیاری را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

ساعت شنی 1386

ساعت شنی دربارهٔ خانم دکتری (با بازی رؤیا نونهالی) است که متخصص زنان و زایمان است، اما خود بچه‌دار نمی‌شود. او تصمیم می‌گیرد یک رحم واسط (اجاره‌ای) پیدا کند و از طریق آن رحم بچه‌دار شود. بعد از این که زنی (با بازی مهراوه شریفی‌نیا)حاضر به همکاری شده و حامل قرار می‌گیرد، عاشق بچه می‌شود، عدم هماهنگی اخلاقی لازم، باعث تضاد و نهایتاً فرار فرد از خانه دکتر می‌شود. سرانجام این زن که جا و مکانی ندارد، مجبور به خیابان خوابی می‌شود و از افراد متفاوت جامعه با اخلاق، رفتار و منش‌های متفاوت فکری، گذر می‌کند.

سپید به رنگ مروارید 1395

این فیلم داستان زندگی مادری است که فرزندش احمد سال هاست که زندگی نباتی دارد و او سال هاست که از خانه بیرون نرفته و از احمد مراقبت می کند. عروسی پسر دومش ایمان است ولی قصد دارد به خاطر احمد به عروسی نرود تا اینکه دختری به نام سحر به خانه آنها می آید و می گوید که احمد را بارها از ایستگاه اتوبوس روبروی خانه شان دیده و برای دیدنش آمده و چند روز بعد تعریف می کند که نامزدش را که بیمار بودهA رها کرده و به خارج از کشور رفته و پس از مرگش عذاب وجدان دارد و ...