برچسب لیندا کیانی

خون سرد 1400

سرگرد امیرعلی طلوعی (شهرام حقیقت دوست) در حال پیگیری پرونده گروهی از قاچاقچیان اعضای بدن است که به اسم امیر شهسواری (امیررضا دلاوری) می‌رسد و از دوستش دکتر کسری کیا (امیر آقایی) که در پزشکی قانونی کار می‌کند کمک می‌گیرد، اما دکتر کیا روش خاص خود را برای برخورد با جنایت‌کاران دارد…

میتونه آخریش باشه 1388

داستان فیلم درباره دو سارق به نام‌های بهادر و کریم است که از هیچ دزدی صرف‌نظر نمی‌کنند، از کیف‌قاپی گرفته تا قالپاق دزدی، سرقت ضبط خودروها و حتی طلای بچه‌های کوچک. روزی بهادر با دیدن یک اتومبیل قدیمی اما گرانقیمت قصد ربودن آن را می‌کند. با وجود مخالفت‌های کریم این سرقت انجام می‌شود. بهادر با این خودرو نزد همسرش سهیلا رفته و او را برای گردش بیرون می‌برد. در بین راه خودروی مدل بالای چند جوان که تصمیم دارند سر به سر بهادر بگذارند برایشان دردسر ایجاد می‌کند به طوری که در نهایت خودروی بهادر دچار سانحه شده و سهیلا به بیمارستان منتقل می‌شود. در حالی که پزشکان مشغول نجات سهیلا هستند، بهادر در تشویش و پریشانی کامل، ناخواسته شنونده گفتگوی دو نفر دیگر می‌شود که درخصوص مضرات و مصیبت‌های جور و جفا به همنوعان و کلاهبرداری از مردم جر و بحث می‌کنند.

پارمیدا 1394

داستان فیلم پارمیدا درباره دختری به نام پارمیدا است که کشته می شود. در این فیلم هر کدام از شخصیت ها در سه فصل به صورت راوی به قصه جهت می دهند.

دنیای بهتر 1390

فریبا برای کمک به شخصی، در اثر تصادف کشته می‌شود. همسر او مهرداد، از این موضوع خیلی افسرده است و دخترش نارگل نیز که آسم دارد هر روز افسرده‌تر می‌شود. مهرداد در یک دفتر مجله کار می‌کند. مسوول مجله آقای منصوریان، او را برای تهیه یک گزارش به دفتر آقای معینی که یک خیریه راه اندازی کرده می‌فرستد، تا گزارش تهیه کند. ولی مهرداد خانم قلی‌پور، همسر مردی که با فریبا تصادف کرده است را در آنجا می‌بیند و با عصبانیت برمی‌گردد. او فکر می‌کند که همه اینها نقشه‌ای برای گرفتن رضایت از اوست....

پالتوشتری 1397

این فیلم در مورد یک دانشجوی فلسفه است که یک پالتو از پدرش به ارث برده، که با پوشیدنش افکار وسوسه آمیز و موذیانه به سراغش می‌آید.

زعفرانیه 14 تیر 1397

داستان این فیلم درباره خانواده‌ ای از قشر مرفه شهری میباشد که روز تولد مادر خانواده، میمنت، مصادف با ۱۴ تیر، با ماجراهایی غیرمنتظره و رازهایی مدفون روبه‌رو می‌شود. ماهرخ، دختر جوان خانواده، پس از دو ماه سفر به ارمنستان به خانه بازمی‌گردد و با خود خبرهایی عجیب می‌آورد.

گارد ساحلی 1388

یک تاجر اهل تهران به نام آقای امینی مدتی است کسی از او خبر ندارد. دختر او سارا به همراه همسرش امیر برای پیدا کردن وی به بندر خمیر در ۷۰ کیلومتری بندرعباس می‌روند. وقتی او را نمی‌یابند، به پاسگاه ساحلی خمیر مراجعه می‌کنند و از آن لحظه به بعد پیگیری‌های استوار سوبان اسماعیلی معاون پاسگاه برای پیدا کردن آقای امینی شروع می‌شود؛ پس از طی ماجراهایی که منجر به مفقود شدن امیر و کشته شدن فرمانده پاسگاه ستوان علی محمدی به دست افرادی ناشناس می‌شود مشخص می‌شود آقای امینی توسط افراد کارخانه اش به قتل رسیده چون با آن‌ها برای قاچاق و جاسازی مواد مخدر در بسته‌بندی محصولات کارخانه همکاری نکرده و آن‌ها برای مشکوک نشدن مقامات محلی شخصی بسیار شبیه او پیدا کرده و جایگزین او می‌کنند و همین افراد کارخانه سارا و امیر را که سوار ماشین امیر بوده‌اند در جاده برگشت به تهران به دره‌ای پرتاب می‌کنند که منجر به کشته شدن امیر و زخمی شدن سارا می‌شود افراد کارخانه همگی به دستور امینی قلابی و توسط مباشر کارخانه کشته می‌شوند و خود امینی هم به دست همین مباشر کشته می‌شود و گروه قاچاقچیان مسلح مواد مخدر که امینی تشکیل تشکیل داده، پس از لو رفتن با مأموران نیروی انتظامی درگیر شده و ماجرا با دستگیری مباشر و قاچاقچیان خاتمه می یابد.

سال های ابری 1393

زندگی حسین سالار از روزی به هم می‌ریزد که جاسم، پرده از سال‌های ابری ذهن سالار برمی‌دارد. دیری نمی‌گذرد که سالار می‌فهمد این فقط بخشی از هجمه بزرگی است که کیان زندگی او را هدف گرفته و او باید تصمیمی بزرگ بگیرد. مصالحه با مهاجمان، یا آغاز مبارزه برای اثبات شرافتی که سال‌ها برای آن تلاش کرده‌است.