برچسب لیلی گلستان

اژدها وارد میشود 1394

دوم بهمن ماه ۱۳۴۳ است، یک شورلت ایمپالای نارنجی رنگ از قبرستان باستانی می‌گذرد و به سمت کشتیِ به خاک نشسته‌ای می‌راند. فیلم دربارهٔ مرگِ یک تبعیدی در جزیره قشم است که در فیلم گفته می‌شود مارکسیست-لنینیست است. یک مأمور ساواک برای بررسیِ قتل به قشم می‌رود و متوجه می‌شود که این تبعیدی کشته شده‌است. او در این جزیره با پدیدهٔ عجیبی روبه‌رو می‌شود. پس از دفنِ هر جنازه‌ای در یک گورستان متروک، زلزله رخ می‌دهد. در فیلم گفته می‌شود که اژدهایی در زیر گورستان زندگی می‌کند (عنوان فیلم نیز در این ارتباط انتخاب شده‌است). او به کمکِ دو دوستِ زمین‌شناس و صدابردار خود بار دیگر به جزیره می‌رود تا راز این موضوع را کشف کند. در آن‌جا ماجراهای دیگر اتفاق می‌افتند که سرانجام سرنوشتِ سه دوست را به‌گونه‌ای شوم رقم می‌زنند.

در ادامهٔ فیلم، متوجه می‌شوند که فرد مارکسیست با دختر یکی از محلی‌ها (حلیمه) ارتباط جنسی برقرار کرده و پدر دختر برای انتقام او را می‌کشد و خودکشی را صحنه‌سازی می‌کند و چارکی (ساواکی مستقر در قشم) نیز این داستان را مخفی می‌کند. چند روز بعد حلیمهٔ حامله را در سردخانهٔ کشتی پیدا می‌کنند و بچهٔ او را وضع حمل می‌کنند؛ ولی حلیمه جانِ خود را از دست می‌دهد و این سه دوست بچهٔ او را بزرگ می‌کنند. در انتها ساواک از ادامهٔ تحقیقاتِ این سه دوست جلوگیری می‌کند و می‌خواهد آن‌ها را به قتل برساند. آن‌ها متوجه می‌شوند و یکی از آن‌ها، در حالِ فرار از دست ساواک، کشته می‌شود، یکی از ایران فرار می‌کند و آن دیگری در موشک باران درمی‌گذرد.

حسین علیزاده: هویت فرهنگی‌مان را دیگران نباید برایمان روایت کنند/ هنر زیر سایه محدودیت، از درون تهی می‌شود

برنا- گروه فرهنگ و هنر؛ حسین علیزاده در مراسم رونمایی از بخش «موسیقی در سیمرغ‌نامه» با تاکید بر ضرورت بازشناسی هویت فرهنگی ایران، نسبت به روایت شدن فرهنگ ایرانی از دریچه نگاه دیگران هشدار داد و گفت: شناخت موسیقی ایران نباید به موسیقی دستگاهی محدود شود بلکه باید همه ظرفیت‌های موسیقایی و فرهنگی کشور در آموزش و پژوهش مورد توجه قرار گیرد.

پشت نام دولت‌آبادی، سال‌ها تلاش و ایستادگی است

لیلی گلستان، مترجم و نویسنده، گفت: وقتی می‌گویم دولت آبادی، کلمه «همت» از همه زودتر می‌آید. این که از کجا به کجا رسید. فقط همت می‌خواهد، که نشان داد عجب همت و پشتکاری داشته است و عجب پیگیر بوده. خواستش را رها نکرده حوصله‌اش از سختی‌ها و نرسیدن‌ها سر نرفته است. سماجت کرده، تلاشش استمرار داشته است تا به مقصد رسیده! آن هم چه رسیدنی!