برچسب لیلا مقیمی

غلیان حاشیه زاینده‌رود!

کیپ تا کیپ هم نشسته‌اند و تکان نمی‌خورند؛ روی چمن‌های نم کشیده، زیر سایه خنک درختانی که دورتا دور زاینده‌رود را حصار کشیده‌اند یا لب به لبِ آب؛ دخترها و پسرهایی که رد پیشانی‌شان آن‌ها را کم سن و سال نشان می‌دهد؛ شاید 12 تا 30ساله؛ با ظاهر و لباسی متفاوت از هم، ولی با یک وجه مشترک: «عشق به «دود»! دلدادگان دود، این روزهای پرآبی، حاشیه زاینده‌رود را  قرق کــرده‌اند و قلیــان‌به‌دســت، بــر لــبِ رود نشسته، به تماشای عمر و از دود کام می‌گیرند. یکی‌دو تا نیستند و شمارشان از انگشتان دست خارج است. آب غلغل می‌کند و قلیان‌های چرک و کبره‌بسته دســت‌به‌دســت بیــن‌شـان می‌چــرخـــد. حلقه‌های دود به هوا می‌رود تا بوی تند تنباکوی شیرین بپیچد به هرم داغ آفتاب و مشام‌ها را پر کند و آدم‌های غیرقلیانی که نظاره‌گر آب یا درحال‌تردد بر سی و سه پل هستند را هم بی‌نصیب نگذارد!

عیالوارهای درمانده!

دغدغه‌هایشان تمامی ندارد؛ سه‌چهار ماه مانده به پایان قراردادشان، سرگردان این بنگاه و آن بنگاه هستند و هرچه بیشتر به دنبال خانه می‌گردند، بیشتر هم به در بسته می‌خورند. اجاره‌ها سر به فلک کشیده و اما جیب خالی بی‌خانه‌مان‌ها دست‌وپایشان را بسته و انتخابی برایشان باقی نگذاشته است. خانه‌به‌دوش‌ها؛ همان‌ها که از صبح تا شب به دنبال یک‌لقمه‌نان دویده‌اند و اما روزگار با آن‌ها یار نبوده و توان خریدن یک خانه و سرپناه، هرچند کوچک و محقر را به آن‌ها، حتی در سنین میان‌سالی و پیری نداده است؛ سقفی که زن و بچه‌شان در آن یک نفس راحت بکشند و بار سنگین نگاه‌های این‌وآن را در سنین میان‌سالی و سالمندی بالاخره به زمین بگذارند؛ خانه‌ای که صاحب اول و آخر خودشان باشند و سال‌به‌سال دغدغه آوارگی و افزایش نجومی رهن و اجاره‌بها و البته کوچک‌شدن جیبشان را نداشته باشند!

هر که بامش بیش، برفش بیشتر!

جمعیت ایران رو به کاهش است و  برآوردها نشان می‌دهد در صورت تدوام این وضعیت و عدم رشد تا سال 1430، یعنی تنها  30 سال دیگر  با ترکیب سنی جدید، کشور به سمت و سوی سالمندی یا پیری جمعیت حرکت کند؛ چرا که بررسی‌ها نشان می‌دهد ایران از سال 1395 پا در میان‌سالی گذاشته است و تا رسیدنش به پیری تنها چند صباحی بیشتر باقی نمانده.  کاهش نرخ موالید و بی‌میلی برخی از زوج‌ها به فرزندآوری و همچنین اعمال سیاست‌های کنترلی، باعث کندشدن آهنگ رشد جمعیت در سال‌های اخیر شده است؛ مؤلفه بسیار مهمی که  اگرچه از سال ۱۳۸۰ تا سال ۱۳۹۴ در کشور با افزایش روبه رو بوده، به گزارش ایسنا، اما پس از سال ۱۳۹۴ به علت‌خالی‌شدن توان درونی جمعیت، تعداد تولدها با شیب تقریبا تندی شروع به کاهش کرده است؛ به طوری‌که در سال ۱۳۹۹ تعداد موالید کشور (یک‌میلیون و ۱۱۴ هزار تولد) نسبت به سال ۱۳۹۴ (یک میلیون و ۵۷۰ هزار تولد) با کاهش بیش از ۲۹ درصدی (کاهش بیش از ۴۵۰ هزار تولد) همراه بوده که این روند طی چند دهه اخیر بی‌سابقه بوده است.  تعداد تولدهای سال ۱۳۹۹ در مقایسه با سال ۱۳۹۸ نیز نشان‌دهنده کاهش تعداد تولدهای حدود ۸۲ هزار نفری است؛ درواقع میزان موالید از حدود  ۲۰ در هر هزار نفر جمعیت در سال ۱۳۹۴ با کاهشی محسوس به ۱۳,۳ در هر هزار نفر جمعیت در سال ۱۳۹۹ به کمترین حد خود در طی  ۵۰ سال گذشته رسیده است؛ همین موضوع نیز باعث شد تا در سال 1393، سیاست‌های کلی جمعیت که براساس بند یک اصل ۱۱۰ قانون اساسی است از سوی رهبر معظم انقلاب ابلاغ شود؛ همچنین سال گذشته طرح جوانی جمعیت و حمایت از خانواده به تصویب رسید و توسط رئیس‌جمهور ابلاغ شد؛ طرحی که قرار است هفت سال به صورت آزمایشی در کشور اجرا شود؛ قانونی که در راستای افزایش جمعیت، تسهیلات ویژه‌ای به‌منظور فرزندآوری در نظر گرفته است. در ادامه به برخی از این تسهیلات اشاره شده است.

روان‌زردها!

روزبه‌روز بر تعدادشان افزوده می‌شود تا دنیای مجازی را به تسخیر خود درآورند؛ صفحات و پیچ‌های روان‌شناسی زردی که با تبلیغات اغواکننده و جذاب، سعی در جذب فالوور و درآمد بیشتر دارند و در قوطی عطاری‌شان همه‌جور نسخه‌ای می‌پیچند؛ از کاهش استرس و اضطراب، تا آموزش راز و رمز یک زندگی خوب و ایده‌آل. از اینکه چگونه می‌توان راه صدساله را یک‌شبه طی کرد تا راه و روش پولدارشدن و به‌دست آوردن موفقیت‌های بزرگ! کافی است چنددقیقه‌ای به دنیای فریبنده و رنگارنگ اینستاگرام پا بگذارید تا با انبوهی از این صفحات روبه‌رو شوید. شبکه اجتماعی که حالا پرشده از این صفحات؛ پیچ‌هایی که صاحبان و ادمین‌های آن خود را روان‌شناس و مشاور و روان‌کاو معرفی می‌کنند و با انتشار و بازنشر محتواهای زرد و عامه‌پسند لایک می‌گیرند. محتوای زردتر در این صفحات برابر است با  لایک و فالوور بیشتر و البته که درآمد بالاتر!