برچسب لیلا زارع

یک کیلو و بیست و یک گرم 1395

بابک (سعید آقاخانی) و همسرش مهتاب (لیلا زارع) که زندگی خوبی دارند و در انتظار تولد فرزند سومشان هستند ناخواسته درگیر ماجرای عشق و تردید یک زوج می‌شوند. بابک که یک لوله‌کش است برای انجام کارش به خانه‌ای می‌رود که به طرز عجیبی خالی است و ناگهان دختر خانواده از راه می‌رسد و کمی بعد نامزد شکاک او. الی (روشنک گرامی) به نامزدش سامان (بابک انصاری) دروغ می‌گوید و ادعا می‌کند تازه از خواب بیدار شده است. بابک با دیدن درگیری میان زوج سریعاً وسایلش را جمع می‌کند تا محل را ترک کند اما با اصرار سامان روبرو می‌شود که حقیقت را بگوید. دراین‌بین درگیری اتفاق می‌افتد و بابک ناخواسته با آچاری که در دست دارد به سر سامان می‌کوبد و سامان در اثر این حادثه بینایی یک‌چشمش را از دست می‌دهد.

آذر 1395

امیر (حمیدرضا آذرنگ) و آذر (نیکی کریمی) خانه پدری امیر را برای راه اندازی رستورانشان با شراکت پسرعموی امیر صابر (هومن سیدی) می‌فروشند. صابر برای شراکت با امیر از پدرش (فرید سجادی حسینی)پول می‌گیرد. همه چیز درست پیش می‌رود اما صابر پس از چند روز زیر همه چیز می‌زند و برای پول‌ها نقشه دیگری می‌کشد و درگیری او با امیر فاجعه بزرگی برای امیر و آذر می‌سازد…

گنجشکک اشی مشی 1392

اپيزود اول (نفس): درباره زني است که با آزاد شدن شوهرش از زندان مجبور است دخترش را که سال‌ها پيش به سپيده واگذار کرده پس بگيرد.
اپيزود دوم(مرا بشنو): درباره نرگس دختر ناشنواي پانزده ساله اي است که نوجواني موفق ومورد توجه همه است.اما پدرش قصد دارد او را به اجبار به عقد عليرضا درآورد و اين ازدواج اجباري به معني فرو ريختن کاخ آرزوهاي نرگس است.
اپيزود سوم (بن بست): داستان درباره جليل، نوجوان 15 ساله‌اي است که پس از سه سال زندان بودن از کانون اصلاح و تربيت آزاد مي‌شود اما نمي‌تواند ردي از مادرش که خود را از او مخفي مي‌کند، بيابد.

جن زیبا 1396

یدالله (فرهاد اصلانی) در یک تیمارستان کار می‌کند و به تازگی بخاطر فوت همسرش تنها شده‌است.در همین حال دلارام (نورگل یشیلچای) که در تیمارستان بستری است برای دیدن فرزندش از یدالله کمک می‌خواهد. یدالله یک سال است زنش را از دست داده و حالا غمگین است. او شب‌ها در خانه بزرگ و قدیمی‌اش تنهاست تا این که اتفاق جدیدی برایش رخ می‌دهد ان زن که مرده است پیر مرد تا جلوی در میاید زنش را جن میبرد

شیفت شب 1393

مردي به دليل ورشکستگي و ناکامي در يک تجارت مبلغ زيادي بدهکار شده و حالا با نااميدي تمام به زندگي ادامه مي دهد و همسرش که به رفتارهاي او مشکوک شده، بدنبال دليل تغيير همسرش مي گردد و پس از مطلع شدن از جريان به همراه برادر همسرش براي حل مشکل مالي همسر خود تلاش مي‌کند.

کمدی انسانی 1395

فیلم داستان پسرک بی نام و نشانی را از دوران کودکی تا بزرگسالی روایت می کند که از روز تولد متوجه تفاوت آشکار خود با دیگران می شود. او چپ دست است و عقایدی متفاوت از همفکرانش دارد اما..

خانه دیگری 1395

قصه پدری است به نام حبیب اله که در سال های آخر عمر تصمیم گرفته به خانه آبا و اجدادی اش برگردد. او خانواده اکرم، از اقوام دورش را برای پرستاری و مراقبت از خود به این خانه دعوت کرده تا با او زندگی کنند. در این میان، خوشی ها و ناخوشی های این خانواده زندگی حبیب اله و دختر و دامادش را تحت الشعاع قرار می دهد...…

پسرکشی 1398

فیلم پسرکشی داستان زنی است که عاشق شوهر و بچه هایش است. چهار دختر دارد و از طرف شوهر و مادر شوهرش تحت فشار است که پسری به دنیا آورد. تلاش هایش برای بارداری اثری ندارد و نهایتا به تصمیم شوهرش تن می‌دهد که او همسر دیگری اختیار کند و از او صاحب پسر شود.

همسر جدید باردار می‌شود، وضع حمل می‌کند و خبر می‌آید که پسری به دنیا آمده است. دنیا بر سر زن و دختر‌ها و مادر بزرگشان خراب می‌شود. سوگلی تازه از راه رسیده هم دل شوهر را حسابی زود برده است و هم پسری به دنیا آورده است، از ابتدا هم که خود شوهر مانع دوستی میان هوو‌ها شد و بدین شکل آتش کینه شعله ور و شعله ور‌تر شد.

مادر زن با سوزنی در دست به سراغ فرزند تازه به دنیا آمده می‌رود و آن را به سر نوزاد فرو می‌کند. مرد، زنش را طلاق می‌دهد و بچه هایش را رها می‌کند. بدین شکل به حدود ۳۰ سال بعد می‌آییم و زن را با پسری جوان می‌بینیم. پسری که شغل مناسبی در اداره‌ی میراث فرهنگی دارد و با مادرش زندگی می‌کند.

با ورود دختری به زندگی پسر و پیدا شدن دو اسکلت در یکی از پروژه‌های پسر همه چیز به هم می‌خورد. دختر پا به خانه‌ی مادر و پسر می‌گذارد و دور از چشم پسر پیر زن را آزار می‌دهد تا جایی که کار پیر زن به بیمارستان می‌کشد و پسر به دنبال شکایت از دختر می‌رود و در این راه قصه‌ی واقعی زندگی خودش را نیز از خواهرش می‌شنود.