برچسب لیلا زارع

پستچی سه بار در نمی زند 1387

این فیلم داستان مردي است كه به خاطر تسويه حساب شخصي با مردي ديگر، دختر او را گروگان مي گيرد و به خانه اي در خارج از شهر مي رود و منتظر آن مرد مي ماند. اما سرنوشت ديگري در اين خانه متروكه در انتظار آنهاست.

غیرمجاز 1394

غير مجاز داستان دخترجواني است که در پي يافتن نامزد خود به تهران مي آيد او در اين راه با ناملايماتي روبرو مي شود که توقع آن را ندارد.

خانه روشن 1384

اميد تنها راه نجات است، اما به سختي به دست مي آيد و ارغوان در گريز، ناگزير خود در تكاپوي آن است. در اين فيلم سهراب به وطن مي آيد، جايي كه تلاش مي كند نااميدي هاي خود را كنار بگذارد و اميد بدهد. به جايي مي رود كه در خاموشي جرأت رفتنش را نداشت، اما اين بار به خود غلبه مي كند و مي رود. مي رود و به جايي كه مشرف بر همه اميدهاست.

سوپراستار 1387

کوروش زند یک سوپراستار جوان سینما است که موفقیت و شهرت، او را به آدمی مغرور و خوش گذران و غرق در فساد تبدیل کرده است. سر صحنه فیلمبرداری یکی از فیلم هایش دختر نوجوانی سعی می کند خودش را به او نزدیک کند و کوروش، دخترک را که خودش را رها عظیمی معرفی می کند، به خانه اش می برد. رها ادعا می کند که دختر کوروش از نخستین زن زندگی او مهناز است؛ زمانی که او در شانزده سالگی با مهناز آشنا شده بود...