برچسب لیلا بوشهری

فصل آخر 1387

داستان «فصل آخر» در زمان حال می‌گذرد و فلاش‌بكی به دوران گذشته و سال ۵۶ دارد. اين فيلم داستان دختری را روايت می‌كند كه يكی از كتاب‌های پدرش را كه نويسنده بوده است مطالعه می‌كند و با حقايقی تكان‌دهنده مواجه می‌شود. اتفاقات اين داستان در دوران معاصر می‌گذرد و مطالب كتاب شخصيت‌های داستان را در فضای سال ۵۶ قرار می‌دهد و باعث می‌شود اين جريان روی شخصيت‌های داستان تأثير ‌گذارد.

هنگامه 1383

این مجموعه به مقوله طلاق در جامعه می‌پردازد. این مجموعه تلویزیونی متشکل از اپیزودهای مختلف با قصه و شخصیت‌های مستقل است که هرکدام به داستانی مجزا می‌پردازد.

روح مهربان 1384

روح میرزا علی اکبرخان که فردی متدین و معتمد است، پس از فوتش در خانه اش ظهور می کند. سوگول نوه او که دختری شیرین زبان و حساس است، به همه می گوید که علی اکبرخان نمرده و او همیشه او را می بیند ...

اکسیر 1398

سریال “اکسیر” روایتگر ماجراهای جذاب پیرامون یک خانواده زنجانی است. برای “اکبر” بسیار سنگین است که خانواده “فرهمند” مراسم عقد دخترش را به هم می زنند چون “نگار” بخاطر تصادف پایش می لنگد. “اکبر” از صنعتگران مس زنجان به خاطر اوضاع وخیم بازار با پیشنهاد دوست دوران دبیرستانش “جمشید” وارد بحث واردات می شود که سر از قاچاق مس در می آورد در این فرآیند “اکبر” در فضاهائی حضور می یابد که ناخواسته وارد داستان اعتیاد می گردد. در این میان “پارسا” هم دانشگاهی “نگار” شیفته نجابت و نبوغ او می شود این دو از دانشجویان دانشگاه علوم پایه که از معتبرترین دانشگاههای جهانی است هستند. اما “مادر پارسا” به دنبال آن است که “شهرزاد” دختر دائی وی را به عقد پسرش در آورد و “پارسا” نمی داند این مسئله را چگونه با مادرش در میان بگذارد…

راز یک پرونده 1400

راز یک پرونده یک سریال ایپزودی میباشد که به سفارش معاونت ناجا ساخته شده است و هر قسمت دارای داستان جنایی بوده و به یک پرونده جنایی میپردازد.

ایپزودهای این سریال شامل «بنفش، باران، جایزه بزرگ، رد خون، سیاه چاله، ژن خوب و وسوسه» میباشد.

تخته سیاه 1400

تخته سیاه به صورت اپیزودیک، سبک زندگی یک محصل در ارتباط با افراد مختلف و محیط‌های گوناگون همچون خانه، مدرسه و جامعه به ویژه در دوران کرونا را دستمایه یک طنز نمایشی مفرح و جذاب قرار داده است.

تهران پلاک 1 1391

عموی مراد فوت می‌کند و چون وارث دیگری ندارد تمام ارثش به مراد (حامد وکیلی) و خانواده‌اش که در ده زندگی می‌کردند می‌رسد. این آغازی می‌شود بر نقل مکان آنها از ده به شهر تهران و تفاوت فرهنگی که داستان‌های زیبایی را خلق می‌کند…