جاده خاکی 1401
بهار پارسا علی رغم میل باطنی مجبور به سفر با پدرش به جنوب می شود. آنجا دفترچه خاطرات دختری را می یابد که سالها پیش نوشته شده، انگار همه این سفر ارتباطی رمزآمیز با این دفترچه دارد.
یک نوجوان روستایی که برای چیدن بوته های دارویی به صحرا رفته، شاهد انداختن جسدی درون یک قنات توسط یک زن می شود. زن با دیدن نوجوان تلاش می کند او را بکشد و نوجوان در جدالی نابرابر، به تدریج شخصیت کودکی خود را پشت سر می گذارد.
این فیلم روایتی از دوران جاهلیت است که زندگی دختری به نام حمیرا را که رقاصه شهر شام است را روایت میکند.
سعید و نرگس از سهمالارث پدر صاحب خانهای میشوند که در آن مرتب صدای قرآن به گوش میرسد آنها بعد از پیگیری متوجه میشوند که مالک خانه قدرتالله رزمجو یک قاری قرآن بوده که پس از وقف ملک به دست وکیلش کشته شده.