برچسب لشکر زینبیون

صدای زینت دیگر از پشت بیسیم شنیده نمی‌شد!

نوبت به شهید زینت رسید که برود. در آغوش گرفتمش. زینت گفت: علی‌آقا فکر می‌کنید من به اتکای این تجهیزات و مهمات به میدان نبرد می‌روم؟ نه، امید من به صاحب‌الزمان (عج) است. ما برای ایشان می‌جنگیم و ایشان ما را تنها نمی‌گذارد.

من هم نباشم فرزندم راهم را ادامه می‌دهد

همسر شهید: ۱۴ اردیبهشت سال ۱۳۹۸ محمد جنان و پسرم کیان حیدر بعد از ماه‌ها دوری و چشم انتظاری با هم دیدار کردند. البته فرزندم پیکر پدرش را دید. دلخوشی من این است که تنها یادگار شهید را آنطور که پدرش دوست داشت و لایق فرزند شهید مدافع حرم است تربیت کنم.

شیرم را حلالش کردم تا مدافع حرم بی‌بی شود

صبوری و آرامش مادر شهید در حالی که چند روز از خاکسپاری فرزندش می‌گذرد، برایم عجیب است. نمونه‌اش را در منش و رفتار مادران شهدای دفاع مقدس ایرانی زیاد دیده بودم، اما حقیقت این است که زمان زیادی از جنگ تحمیلی و دفاع مقدس گذشته، اما شهادت ابرارحسین و تشییع و خاکسپاری‌اش همین چند روز پیش بود