به گزارش ایرنا، شکوه و عظمت الموت نیازی به روایتسازیهای تصنعی ندارد؛ صخرههای سر به فلک کشیده گازرخان و درهبندهای تاریخی آن خود گویای روایتی شگرف از پیوند نبوغ معماری نظامی با طبیعت سرکش و صعبعبور است.
سالها بود که نام الموت در کتابهای تاریخنگاران غربی و شرقی و در میان برگهای زرین باستانشناسی جهان میدرخشید، اما رسمیت یافتن این عظمت در اجلاس اخیر یونسکو، مهر تاییدی بینالمللی بر ارزشهای منحصربهفرد این پهنه تاریخی کوهستانی زد.پذیرش بدون چالش و در همان گام نخست، گواهی بر وزن فرهنگی غیرقابل انکار ایران در عرصه بینالمللی است؛ رخدادی که موجی از شادمانی را در میان دوستداران میراث فرهنگی و مردم فرهنگدوست استان قزوین ایجاد کرد و امیدهای تازهای را برای رونق اقتصادی و فرهنگی منطقه زنده ساخت.
با این حال، این شادمانی ملی نباید چشمان ما را بر روی واقعیتهای پساثبت بپوشاند؛ تجربه نشان داده که بسیاری از محوطههای ثبت جهانی در ایران، پس از کسب لوح یونسکو در مخمصهای میان هجوم بیضابطه گردشگران و کمبود بودجههای حفاظتی گرفتار میشوند؛ ثبت جهانی اگرچه نام الموت را در ردیف مقاصد تراز اول گردشگران فرهنگی جهان قرار میدهد، اما همزمان، نظارتهای سختگیرانهای را از سوی نهادهای بینالمللی بر نحوه مدیریت، مرمت و توسعه محلی اعمال میکند.
اکنون الموت نه فقط متعلق به قزوین یا ایران، بلکه بخشی از میراث مشترک بشریت است و هرگونه سهلانگاری در نگهداری، دستاندازی به حریمهای بصری و طبیعی آن یا ناتوانی در توزیع عادلانه منافع گردشگری میان جامعه محلی، میتواند به هشدارهای جدی یونسکو و حتی خطر خروج از فهرست جهانی منجر شود.
توسعه راههای دسترسی بدون ارزیابی زیست محیطی، ساختوسازهای ناهمگون در روستاهای اطراف مانند گازرخان و عدم مدیریت ظرفیت برد گردشگران از جمله چالشهای پیشرویی هستند که برای حل آنها باید از همین امروز آستین همت بالا زد.
محمد نوذری: لزوم همافزایی دستگاههای اجرایی و توسعه متوازن گردشگری
محمد نوذری، استاندار قزوین با تبریک این افتخار بزرگ ملی به عموم مردم ایران و اهالی شریف استان قزوین، ثبت جهانی قلعههای الموت را نقطه عطفی در تاریخ معاصر و هویت تمدنی منطقه دانست و تاکید کرد: این دستاورد حاصل سالها تلاش، پژوهش و پیگیریهای مداوم بوده و اکنون این عنوان افتخارآمیز نباید صرفا به عنوان یک مدال تشریفاتی نگریسته شود بلکه باید آن را به عنوان لوکوموتیو توسعه پایدار استان و آغازگر فصلی نوین در برنامهریزیهای کلان اقتصادی و فرهنگی قزوین به شمار آورد.
وی با اشاره به اهمیت میراث فرهنگی در دنیای امروز، خواستار تغییر نگرش مدیران استانی به مقوله میراث فرهنگی از یک نهاد هزینه بر به یک موتور محرک اقتصادی شد.نوذری با تاکید بر ضرورت تغییر نگاه مسوولان، تصریح کرد: از این پس تمامی مدیران و دستگاههای اجرایی استان قزوین باید ثبت جهانی الموت را به عنوان یک مسوولیت حاکمیتی و بینالمللی جدید تلقی کنند.
این مسوول بر لزوم همافزایی همهجانبه میان ارگانهای مختلف از جمله راهوشهرسازی، منابع طبیعی، محیط زیست و توزیع برق تاکید کرد و گفت: هرگونه برنامهریزی در منطقه الموت باید همراستا با ضوابط یونسکو باشد، تا توسعه زیرساختها منجر به مخدوش شدن اصالت و حریم بصری این اثر بینظیر تاریخی نگردد.
وی تقویت و نوسازی زیرساختهای مواصلاتی و رفاهی منطقه الموت را از اولویتهای حیاتی دانست و توضیح داد: بهسازی راههای دسترسی پرپیچوخم الموت، بهبود و ارتقای کیفیت هتلها، احداث و نظارت بر اقامتگاههای بومگردی بومی با معماری سنتی و ارتقای خدمات بهداشتی و رفاهی در مسیرهای منتهی به قلعه باید با جدیت فراوان دنبال شود.
نوذری توسعه بومگردی را بهترین راهکار برای توانمندسازی اقتصادی جوامع محلی دانست تا روستاییان منطقه الموت خود را ذینفعان اصلی این ثبت جهانی بدانند و انگیزه بیشتری برای حفاظت از این میراث پیدا کنند.نوذری با تاکید بر لزوم بازخوانی و انتقال مفاهیم ارزشمند فرهنگی و تاریخی نهفته در دل دژهای الموت به نسلهای آینده، این اثر را بخشی جداییناپذیر از هویت تاریخی و اسلامی ایران توصیف کرد.استاندار قزوین خاطرنشان کرد: این پیروزی بزرگ، محصول کار تیمی در سطح ملی است و اکنون وظیفه همگان است که از این دستاورد به عنوان سکویی بلند برای جهش گردشگری، اشتغالزایی محلی و توسعه پایدار استان قزوین استفاده کنند.
حمیده چوبک؛ از چالشهای ۲۵ سال پژوهش تا فرضیه بزرگ آرامگاه صباح
حمیده چوبک، مدیر پایگاه میراث جهانی الموت، با ابراز خرسندی عمیق و غیرقابلتوصیف خود از این دستاورد بزرگ، روند پذیرش این پرونده در یونسکو را بینظیر ارزیابی کرد.
وی با اشاره به اینکه پرونده الموت از معدود مواردی بود که بدون چالش و در مرحله نخست پذیرفته شد، تاکید کرد: ارزش جهانی الموت از گذشته اثبات شده بود و نیازی به روایتسازی نداشت؛ زیرا این دژ مستحکم مرکز یک قلمرو سیاسی و مذهبی بسیار تاثیرگذار بود که نفوذ فرهنگی و تاریخی آن مرزهای جغرافیایی ایران را درمینوردید.
چوبک مدیریت یکپارچه پایگاه، مشخص بودن کامل حدود حریمها و حوزههای حفاظتی و بهویژه مشارکت بیشائبه و مستمر جامعه محلی و نیروی کار بومی در صیانت از آثار را از ارکان موفقیت این پرونده دانست که در قالب معیارهای سختگیرانه یونسکو تدوین شد.این باستانشناس پیشکسوت، ثبت جهانی را پایان کار ندانسته بلکه آن را سرآغاز فصلی خطیر و تعهدآور برای کشور توصیف کرد که نیازمند برنامهریزی فوری و عملیاتی است.
وی افزود: بر اساس استانداردهای ابلاغی یونسکو، ایمنسازی ساختاری قلعهها، حفاظت اصولی و مستمر از تزیینات و سازههای معماری در برابر فرسایشهای شدید جوی منطقه الموت و همچنین مدیریت هوشمند گردشگری با کنترل دقیق ظرفیت برد بازدیدکنندگان در اولویت نخست برنامههای پایگاه قرار دارد.
چوبک تصریح کرد: ارتقای دسترسیهای فیزیکی به شکلی که به اصالت منظری اثر آسیب نزند و ایجاد زیرساختهای رفاهی استاندارد از وظایف سنگینی است که باید با همکاری همه دستگاههای متولی اجرایی شوند.چوبک در تشریح برنامههای توسعه پژوهشی و معرفی علمی این اثر از برنامهریزی برای ساخت موزه تخصصی الموت خبر داد، موزهای که زمین آن تامین شده اما راهاندازی و تجهیز علمی آن نیازمند بودجه و اعتبارات ویژه ملی و استانی است.
وی همچنین به استفاده از فناوریهای نوین نظیر واقعیت مجازی (VR) و تورهای تصویری چندبعدی اشاره کرد تا علاقهمندان بتوانند بدون نیاز به صعودهای دشوار فیزیکی که ممکن است به ساختار قلعهها آسیب بزند، از بخشهای صعبالعبور و دیگر قلاع زنجیرهای منطقه بازدید کنند.استمرار کاوشهای باستانشناسی، تدوین طرح جامع و نهایی مرمت، توسعه گردشگری فرهنگی و مطالعه عمیق بر روی روستاهای تاریخی همجوار که روزگاری بخشی از شبکه پدافندی و پشتیبانی الموت بودهاند، از دیگر برنامههای آتی این پایگاه در دوره پس از ثبت جهانی است.
یکی از هیجانانگیزترین و بحثبرانگیزترین بخشهای صحبتهای چوبک، اشاره به فرضیه بزرگ باستانشناسی درباره محل دفن حسن صباح بود که با اعلام پیشبینی ۶۰ درصدی درباره احتمال وجود آرامگاه پیشوای اسماعیلیان الموت و ۱۸ تن از یاران نزدیکش در محدوده مسجد فعلی روستای گازرخان، بر اهمیت تاریخی این فرضیه پای فشرد.
وی توضیح داد: متون تاریخی صراحتا به دفن حسن صباح در پای دژ و در این محدوده اشاره دارند و اگرچه کاوشهای محدود قبلی هنوز به شواهد قطعی دست نیافته اما اثبات یا رد این فرضیه از طریق کاوشهای علمی گستردهتر، میتواند بزرگترین کشف باستانشناسی منطقه در دهههای اخیر باشد و افقهای جدیدی را در مطالعات تاریخی دوره اسماعیلیه بگشاید.
جلیل گلشن: ارزیابی کارشناسانه و ضرورتهای بازاریابی فرهنگی در عرصه بینالملل
جلیل گلشن، باستانشناس و پیشکسوت برجسته حوزه باستانشناسی و میراث فرهنگی کشور، با تحلیل روند پذیرش این پرونده، آن را نشاندهنده جایگاه رفیع و غیرقابلانکار آثار تاریخی ایران در پهنه گیتی دانست واظهار کرد: نماینده ایکوموس پرونده الموت را بدون کوچکترین مخالفت یا چالش فنی مطرح کرد و اعضا به صورت یکپارچه به آن رای مثبت دادند، این رخداد را با پروندههای چالشبرانگیز کشورهایی نظیر یونان مقایسه کنیم که گاه با بحثهای طولانی و آرای شکننده به تصویب میرسند.
وی بیان کرد: وزن فرهنگی و تاریخی آثار ایران به قدری بالا است که داوران بینالمللی در برابر عظمت آنها چارهای جز تسلیم و پذیرش ندارند و الموت نمونهای بارز از این غنای تمدنی است.
این باستانشناس باسابقه با انتقاد از رویکرد رایج برخی مسوولان که ثبت جهانی را پایان کار و مقصد نهایی میپندارند، بیان کرد: کسب لوح یونسکو تنها گام نخست در مسیری طولانی و پرمسوولیت است.
گلشن ادامه داد: پس از ثبت جهانی، سوال اساسی که باید از خود بپرسیم این است که چه برنامه مدون، علمی و کاربردی برای معرفی این اثر به جهانیان و بهرهبرداری فرهنگی و پژوهشی از آن داریم؟ که اگر ثبت جهانی با مدیریت علمی و بازاریابی هدفمند همراه نباشد، به زودی پویایی خود را از دست داده و تنها به یک نام در فهرستهای بایگانیشده بدل خواهد شد.
وی بر ضرورت تهیه فوری کاتالوگها، کتابچهها و بروشورهای تخصصی، علمی و چندزبانه تاکید کرد و پیشنهاد داد: این اقلام تبلیغاتی و معرفی باید در سفارتخانهها و کنسولگریهای ایران در سراسر جهان در اختیار متقاضیان روادید قرار گیرد تا گردشگران پیش از ورود به خاک ایران با پیشینه عمیق، معماری شگفتانگیز و اهمیت تاریخی الموت آشنا شوند.
گلشن بیان کرد: این اقدام هوشمندانه، میتواند پیشزمینه ذهنی بسیار مثبتی در گردشگران ایجاد کند و آنها را با شناخت و احترام بیشتری به سوی این محوطه باستانی روانه سازد.این باستانشناس میراث فرهنگی بر اهمیت جذب گردشگران فرهنگی به جای گردشگران تفریحی انبوه تاکید و خاطرنشان کرد: الموت نیازمند بازدیدکنندگانی است که به دنبال درک معماری، اندیشه، هنر و ارزشهای معنوی این مرزوبوم باشند که اگر ما خود برای معرفی اصیل، علمی و مستند تاریخ و تمدنمان در تریبونهای بینالمللی اقدام نکنیم، دیگران با انگیزههای خاص خود روایات نادرست، تحریف شده و تقلیلگرایانهای از تاریخ ایران ارایه خواهند داد و از این رو، ثبت جهانی الموت باید به عنوان یک ابزار دیپلماسی فرهنگی قدرتمند به کار گرفته شود تا هیچ جریانی نتواند تمدن کهن و تاثیرگذار ایران زمین را نادیده بگیرد.
کلام آخر:
در نهایت، ثبت جهانی قلعههای الموت را باید نه پایان یک مسیر بلکه آغاز فصل تازهای از مسوولیت دانست؛ فصلی که در آن حفاظت علمی، مرمت اصولی، مدیریت هوشمند گردشگری و مشارکت جامعه محلی باید همزمان پیش برود تا این میراث بیهمتا بهجای فرسایش به الگویی موفق از صیانت و توسعه تبدیل شود.
آنچه حمیده چوبک، محمد نوذری و جلیل گلشن بر آن تاکید دارند، یک پیام مشترک دارد؛ الموت با همه شکوه تاریخیاش امروز بیش از همیشه به برنامهریزی دقیق، سرمایهگذاری هدفمند و نگاه بلندمدت نیاز دارد و اگر این فرصت با تدبیر همراه شود، الموت میتواند هم جایگاه شایسته خود را در حافظه جهانی تثبیت کند و هم به موتور تازهای برای رونق فرهنگی و اقتصادی استان قزوین بدل شود.