رنگ بهانهای بود برای دیدار دوباره
دانشجویان و دانشآموزان شیرازی به مهامانی رنگآمیزی شهدا دعوت شدند؛ مهمانی که خودشان بساطش را فراهم کردند.
اولش از غصه دلم فشرده شد و حس کردم کسی به عزیزترین یادگاریهایم دهنکجی کرده است، لگد زده. با خودم لحظه پرتاب نارنجک دستساز را تجسم کردم. حالت چهره و حس آن جوان را سعی کردم در ذهنم تصویر کنم. وقتی ترقه را کوبید به سنگ مزار شهید، زیر لب چه گفت؟