من بیشتر اوقات را نزد او می رفتم ولی حدود یک هفته قبل از این حادثه ،من بیشتر از یک کیلوگرم تریاک برای یکی از نزدیکان «ن»خریدم و تحویل دادم ولی او مدعی شد که موادمخدر خراب است و ناخالصی زیادی دارد. به همین دلیل اصرار می کرد تا آن را عوض کنم!
رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ ادامه داد: با انجام اقدامات اطلاعاتی و کارآگاهی، و بررسی ارتباطات اطرافیان، مشخص شد همسر فرد مفقودشده با مردی دیگر ارتباط پنهانی و مستمر داشته است. تحقیقات میدانی و محلی نیز این ارتباط را تأیید کرد و شواهدی از حمایتهای مالی و رفتوآمدهای مشکوک به دست آمد.
او مدعی شده است که قطع اینترنت باعث از بین رفتن منبع درآمد روزانهاش شده و فشار مالی ناشی از آن او را به سمت سرقت سوق داده است؛ رخدادی که به گفته او در نهایت به قتل ملیکا، دختر ۲۲ ساله، منجر شد.
با انتقال جسد به پزشکی قانونی و آغاز تحقیقات، مأموران با توجه به اظهارات صاحب مغازه و ناپدید شدن همزمان شاگرد دیگر، احتمال دادند او در این جنایت نقش داشته باشد. چند روز بعد، مأموران موفق شدند متهم ۲۱ ساله را در یکی از پارکهای اطراف همان محدوده شناسایی و بازداشت کنند.
این بازپرس سابق ویژه قتل افزود: «این پرونده صرفاً یک قتل ساده نبود، بلکه یک فاجعه انسانی و اجتماعی به شمار میرفت که نهتنها بر خانوادههای قربانیان، بلکه بر تمامی عوامل درگیر در پرونده از مأموران انتظامی و کارشناسان پزشکی قانونی گرفته تا رسانهها و افکار عمومی، اثرات روحی عمیق و ماندگاری برجای گذاشت.»
در ادامه بازجوییها دو متهم به جنایت دیگری نیز اعتراف کردند و گفتند: «پس از قتل محمود به رشت رفتیم مدتی بعد بار دیگر تصمیم به سرقت گرفتیم به همین خاطر سوار یک خودروی مسافربر شدیم به خاطر 200 هزار تومان راننده آن خودرو را نیز با چاقو کشتیم.»
بدین ترتیب وی از زندان آزاد شد و پایاننامه دکترایش را با موضوع رفتارهای پرخاشگرانه و مدیریت خشم ارائه کرد. او که بهترین سالهای عمرش را به خاطر یک لحظه عصبانیت و کنترل نکردن خشم از دست داده بود، تصمیم گرفت به صورت رایگان و داوطلبانه به بیمارستانهای روانی برود و به بیماران و خانوادههایشان مشاوره بدهد.