دختر جوانی به نام ملیکا روز ۷ بهمنماه ناپدید و جسدش دو روز بعد در کانال آب فشافویه کشف شد. این پرونده پس از ۱۳ روز تحقیقات فشرده کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ با دستگیری قاتل در محدوده کهریزک به نتیجه رسید.
شواهد به دستآمده نشان میداد که عامل قتل کسی جز شوهر 61ساله مقتول نیست. در این شرایط تلاشها برای دستگیری او آغاز شد و مأموران ساعتی بعد او را بازداشت کردند.
ماجرا به اواسط سال گذشته بازمیگردد؛ جایی که بهرام، سرباز وظیفه، ساعاتی پیش از حادثه مرخصی گرفته بود تا به خانه بازگردد. به گفته خودش، در مسیر با پنج جوان مواجه شد که به بهانه «چپ نگاه کردن» راه را بر او بستند. آنچه ابتدا یک سوءتفاهم به نظر میرسید، خیلی زود به درگیری مسلحانه با قمه کشیده شد.
او پس از بهبودی نسبی در بازجوییها گفت: «هر دو معتاد بودیم و روز حادثه مواد زیادی مصرف کرده بودیم. سر موضوعی که یادم نیست دعوا کردیم و جدا شدیم. حدود یک ساعت بعد او با ظرف بنزین برگشت، بنزین را روی من ریخت که به لباسهای خودش هم پاشید و بعد فندک زد. هر دو آتش گرفتیم. من زنده ماندم و او فوت کرد.
شامگاه شانزدهم بهمنماه، از طریق مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰، گزارشی مبنی بر وقوع یک فقره درگیری و انتقال یک جوان مجروح به بیمارستان به پلیس آگاهی داراب اعلام شد. بلافاصله رسیدگی به موضوع در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت و تیم بررسی صحنه به بیمارستان اعزام شد.
زمانی که متوجه شدم دیگر نفس نمیکشد موزائیکهای درون سر چاه منزل را برداشتم و پیکر بی جان پدرم را کشانکشان به داخل حیاط بردم و درون همان چاهی انداختم که ۳۲ سال قبل مادرم را داخل آن انداخته بود. بعد هم ماجرای قتل پدرم را برای برادرانم بازگو کردم و به این نتیجه رسیدیم که خودم را به پلیس مشهد معرفی کنم.