برچسب فیلم هالیوودی

همشهری منکویتس

پالین‌کیل در مقاله بدنامش در نیویورکر «بزرگ کردن کین» (Raising Kane) که حرف اصلی‌اش این است که فیلمنامه‌نویس حق هرمان جی. منکویتس بود که اعتبار کامل برای نوشتن همشهری‌کین را بگیرد (به جای شریک شدن با اورسن ولز)، نوشت: «صنعت فیلم از ادعای خسارت‌های مالی وحشت داشت»، و در عین حال در پرانتز اشاره می‌کند که: «صنعت سینما همیشه در ترس به سر می‌برد و همیشه بیش از همه به فیلم‌هایی افتخار می‌کند که در بزرگداشت شجاعت است». در این‌جا کیل دارد به ترس‌های آن دوره سرمایه‌گذاران بزرگ فیلم از انتقام روزنامه‌دار بزرگ ویلیام رندولف هِرست اشاره می‌کند که الگوی واقعی منکویتس برای چارلز فاسترکین بود و برخلاف بسیاری از مطالب دیگر در آن مقاله که اعتبارش از آن زمان تا کنون مدت‌هاست زیر سوال رفته این ادعا، ادعایی درست است. اما کیل می‌توانست به فهرست چیزهایی که هالیوود در بزرگداشت‌شان کم نمی‌گذارد «فیلم‌های مربوط به خود هالیوود» را هم اضافه کند.

چگونه یک افتضاح آمریکایی را تبدیل به فیلم حماسی کنیم؟/سقوط شاهین سیاه؛ نه یکی که دوتا!

حالا نوبت آن است که نیروهای اهریمنی قصه تصویر شوند؛ همان مرد سیاهپوست بد با عینک ریبن خلبانی به چشم که دراز کشیده و خبرچین‌ها برایشان خبر شروع حمله آمریکایی‌ها را می‌آورند؛ اما این‌تصویر چگونه به خورد مخاطب داده می‌شود؟ این‌گونه که مرد بد قصه روی تختی دراز کشیده که بالای سرش قاب اسم مقدس «الله» است! او هم سریع برخاسته و نیروهای اهریمنی را تجهیز و دعوت به جنگ می‌کند! همه مسلح می‌شوند و موسیقی گیتاربرقی، خشن‌بودن فضا را به مخاطب یادآور می‌شود.

قهرمانیم حتی اگر اف-هیجدهمان را بزنید!/قصه‌پردازی سینمایی نجات خلبان آمریکایی در مقابل واقعیت طبس دو!

پسر جوانی از بوسنی به او نوشابه کوکاکولا تعارف می‌کند و گفتگویی بین‌شان درباره آیس‌کیوب (خواننده رپ آمریکایی) شکل می‌گیرد! به این‌ترتیب و به همین‌سادگی گفتگوی تمدن‌ها بین ارتش آمریکا و مردم یوگسلاوی (که آمریکا و ناتو به صربستان و مونته نگرو و مقدونیه و اسلونی و ... تقسیمش کردند) شکل می‌گیرد.