برچسب فساد اخلاقی

برای شکوفا شدن از باران دیجیتال فاصله بگیریم / نقشه‌ راهی برای زنده‌ماندن در آینده / چگونه در عصر ارتباطات، تنها شدیم؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا پریا حیدری،‌ دانش‌آموخته جامعه‌شناسی نوشت:  در دهه اول قرن بیست‌ویکم، وعده‌ تکنولوژی‌های ارتباطی، ایجاد یک «دهکده جهانی» بود؛ فضایی که در آن مرزهای جغرافیایی فرومی‌ریخت و انسان‌ها در پیوندی بی‌سابقه به هم متصل می‌شدند. اما دو دهه بعد، واقعیتِ موجود نشان داد که این «اتصال» (Connectivity) لزوماً به معنای «ارتباط» (Connection) نیست. ما امروز بیش از هر زمان دیگری به هم وصلیم، اما بیش از هر زمانی احساس تنهایی، گسست و سوءتفاهم می‌کنیم. کتاب «اَبَرشکوفایی» اثر نیکلاس کار، دقیقاً در همین نقطه‌ حساس ایستاده است: واکاویِ این حقیقت تلخ که چرا ابزارهای پیونددهنده‌ ما، درنهایت به ابزارهای جدایی و انشقاق بدل شده‌اند.

آدم بی شرم آدم بی همه چیز؛ در ستایش شرم / شرم انسجام جمعی را تضمین می‌کند

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین‌واندیشه ایبنا، رضا دستجردی در مقدمه گفت و گویش با محمدعلی صفرپور نوشت: «شرم‌آگاهی، آغاز مسئولیت» به‌قلم محمدعلی صفرپور، احسان اژدری و زهرا پذیرایی از تازه‌های نشر نایش است که با همکاری انتشارات کرگدن روانه بازار نشر شده است. احساسات در ذهن ما و با استفاده از اطلاعاتی که در اختیارش قرار می‌گیرد ساخته می‌شود. تنها خودمان هستیم که می‌توانیم کنترل اطلاعات ورودی به ذهن‌مان را در اختیار بگیریم و تنها ما هستیم که می‌توانیم با باورهای انباشته‌شده در ذهن‌مان کاری بکنیم. بنابراین مسئولیت احساسات‌مان با کسی جز خودمان نیست. مجموعه سنجشگرانه‌اندیشی (تفکر نقادانه) که کتاب حاضر، مجلد پنجم از آن است، ابزاری است که کمک می‌کند باورهای غیرعقلانی و ناکارآمد خود را بازبینی کنیم و با تغییر روایت‌های پیشین، تجربه‌های هیجانی پویاتری داشته باشیم. این کار نه‌تنها طیف وسیع‌تری از احساسات را برایمان می‌سازد، بلکه از رنجی غیرضروری نیز رهایمان می‌کند. نقطه تمایز این کتاب با دیگر منابع در پرداختن به احساس شرم، تمرکز بر اصلاح احساس و مداخله در روند ساخت آن، به‌جای تلاش برای پذیرش احساس و تاب‌آوری در برابر آن است.

چرا هنوز درباره «خوب» توافق نداریم؟ / ناآشنایان با فلسفه زبان، معرفت‌شناسی، فلسفه ذهن و روان‌شناسی این کتاب را نخوانند

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین‌واندیشه ایبنا، الهام عبادتی نوشتبسیاری از ما وقتی از فلسفه اخلاق سخن می‌گوییم، به پرسش‌هایی از این دست فکر می‌کنیم: آیا دروغ گفتن همیشه نادرست است؟ عدالت چیست؟ آیا باید به فقرا کمک کرد؟ یا زندگی خوب چگونه زندگی‌ای است؟ اما پیش از پاسخ دادن به این پرسش‌ها، مسئله بنیادی‌تری وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد: وقتی می‌گوییم «دروغ بد است» یا «عدالت خوب است»، دقیقاً چه نوع ادعایی مطرح می‌کنیم؟ آیا این جملات گزارش واقعیتی عینی هستند؟ آیا صرفاً بیان احساسات ما هستند؟ آیا می‌توان آنها را صادق یا کاذب دانست؟