برچسب فریماه فرجامی

فرمان 1381

این مجموعه تلویزیونی، روایت طنزگونه ای از زندگی خانوادگی مردی به نام فرمان (اسماعیل محرابی) است که ثبات فکری و شخصیتی چندانی ندارد. او که راننده تاکسی اس ، با همسرش مهری، (اکرم محمدی) و فرزندانش روزگار می گذراند. زندگی او با اوج گرفتن دخالت های مادرش، ملوک خانم (فخری خوروش) که خود را منتسب به دربار قاجار می داند و خواهرش مینا (کمند امیرسلیمانی) از یک سو و برادرهای قلدر همسرش از سوی دیگر وارد مرحله ای جدید می شود و به دنبال آن ، اتفاقات گوناگونی می افتد.

نیم 1394

این فیلم داستان دختر جوانی بنام "آذر" با بازی هستی مهدوی را روايت میکند که در جریان قتل مادرش درگیر ماجراهایی میشود .

لامینور 1398

دختر جوانی عاشق موسیقی است اما پدرش (سیامک انصاری) مخالف موسیقی است و مدام دخترش را محدود و سرکوب می‌کند. با خالی شدن خانه و رفتن پدر و مادر به سفر، دختر جوان با همراهی پدربزرگ (علی نصیریان) پارتی بزرگی را تدارک می بینند، پارتی آغاز می‌شود اما…

راه سوم 1377

راه سوم مجموعه ای آموزشی است که سعی دارد در قالبی نمایشی معضلات جوانان را از طریق گفتگو در محیط دوستانه خانوادگی و با تشریک مساعی حل کند. خانواده خردمند به اتفاق آقا بزرگ و دو فرزند جوان دانشجو در هر قسمت این مجموعه درگیر مشکلات روحی و اجتماعی می شوند سپس ازطریق تشکیل میز مذاکره هشت ضلعی منتظم در خانواده ریشه مشکل را بررسی و کشف می کنند.

بخش 4 جراحی 1369

یک بسیجیِ مجروح را به بیمارستانی می‌آورند که در آن، مجموعهٔ گوناگونی از افراد بستری هستند؛ از جمله یک تیمسار ارتشی که منتظر دعوت نامه‌ای برای سفر به خارج از کشور است، یک جوان که خودکشی کرده و افراد دیگری که نماینده شخصیت‌های مختلف اجتماعی هستند. جوان بسیجی با حضور خود در بیمارستان، امید و سرزندگی را به این جمع می‌آورد؛ جمعی که همواره در اندیشه ناکامی‌ها و مصایب زندگی خود هستند. در بخش چهار جراحی این بیمارستان، پرستاری (با بازی فریماه فرجامی) وجود دارد که سخت دلبستهٔ شغل خویش است و حضوری فعال و مؤثر در تلطیفِ احساسات و هدایت افکارِ بیماران دارد.

ولایت عشق 1379

داستان با مرگ هارون الرشید خلیفه عباسی و روی کار آمدن پسرش امین آغاز می‌شود. در ادامه جنگ امین و برادرش مامون، خلافت مأمون و آوردن علی بن موسی الرضا به مرو به نمایش کشیده‌است. همچنین به بیان حوادث مهم این دوران از جمله نماز باران، نماز عید فطر و مناظرات بین ادیان می‌پردازد.

پهلوانان نمی میرند 1376

این مجموعه تلویزیونی داستانی در زمان قاجار را روایت می‌کند در شهر تهران که پهلوانان ورزش باستانی مورد اعتماد و احترام همه مردم بودند. ناگهان پهلوان اول پایتخت کشته می‌شود. در ادامه شخصیتهای دیگری چون پهلوان جواد کشته می‌شوند. در این راستا پهلوان نصرت فرزند اول پهلوان خلیل مرحوم پیگیر قضایای قتلهای مرموز شده و درمی یابد قتلها زیر سر یک فرد متظاهر و مکار (پهلوان اسد و دو شاگردش) است که در میانه داستان کنسول روس با انگیزه قتل سید محمد واعظ نیز با آنها همداستان شده‌است؛ ضمنا شازده معتمد و لوطی اصلان راهزن نیز تصادفا از هویت قاتلان مطلع شده اند. در انتها پهلوان نصرت به یاری دو تن از مریدانش (ارسلان و حشمت زرین) و پهلوان قلیچ و یک افسر نظامی باوجدان (میرزاعلی) قاتلان را به سزای اعمالشان می‌رساند.