برچسب فریدون جیرانی
«شلاق»ها برای چه به صدا در میآیند؟/ داستان هفت: از نود سینمایی تا مجله خانواده سبز!
مسافر بهشت 1391
فیلم «مسافر بهشت» داستان چند فرد گرفتار در زندگی است که هر یک داستان جداگانه ای برای خود دارند. «فرزانه» یکی از این شخصیت هاست که در روزهای آخر سال به دنبال سندی برای آزادی پسرش می گردد.
پل 1390
سه همشاگردی نوجوان در حومه تهران در شهرکی زندگی میکنند که هرگز مجوز ساخت نداشته و مسئولیت آنجا را شهرداری به عهده نمیگیرد. آنها هر روز باید از روی پلی عبور کنند که بسیار فرسوده است و آب آلودۀ نهری که از زیر آن پل میگذرد، سلامتی ساکنان شهرک را تهدید میکند. بچهها تصمیم میگیرند برای تعمیر پل و پاکیزگی آب نهر اقدام کنند، اما...
اینستاگرام بازیگران ۱۲ مهر – عکس های جمع آوری شده از اینستاگرام بازیگران
آزاده نامداری از اینستاگرام خداحافظی کرد و همه پست هایش را پاک کرد. اقدامی که اگر هر شخص دیگری جای او بود، خیلی زودتر انجام میداد!
تکذیب شایعه خودکشی مرحوم طباطبایی توسط فریدون جیرانی
فریدون جیرانی درباره صحبتهای گفته شده پیرامون خودکشی علی طباطبایی گفت: من در حال حاضر در منزل پدر آن مرحوم، سید کمال طباطبایی هستم و تمام صحبتهایی که درباره خودکشی این بازیگر گفته شده است دروغ است و علی بر اثر ایست قلبی از دنیا رفت.
نهنگ آبی 1397
آرمین (ساعد سهیلی) جوانی ۲۵ ساله و دانشجوی تیزهوش کامپیوتر؛ توان برقراری ارتباط با آدمها را ندارد و بیشتر وقت خود را با سایت کتابخوانیاش که خودش ساخته میگذراند. پدرش (مجید مظفری) مبتلا به بیماری ام اس شده و از مادرش (پریوش نظریه) جدا شدهاست. او در وبگاه کتابخوانی با ژاله (ماهور الوند) دختری که فهرست کتابهای مورد علاقهاش بسیار شبیه به آرمین است، آشنا و علاقهمند میشود. ژاله او را که مشکل مالی دارد، برای کار به شرکتی که خودش در آنجا به عنوان گرافیست کار میکند، معرفی میکند. آرمین در شرکت با بهمن (حسین یاری) رئیس شعبه، آناهیتا (لیلا حاتمی) نامزد بهمن، هاله (آزاده صمدی) منشی شرکت، نادر (حمیدرضا آذرنگ) از اعضای هیئت مدیرهٔ شرکت مادر، و مروارید (ویشکا آسایش) همسر نادر و یکی از اعضای هیئت مدیره شرکت مادر آشنا میشود. آرمین در این شرکت به عنوان مسئول امنیت شبکه استخدام میشود و این شروع ماجراهای زندگی تازه او است.
مرگ تدریجی یک رویا 1386
نویسندهای جوان به نام مارال عظیمی (سامیه لک) با نوشتن یک رمان معروف میشود و تأثیر زیادی بر زندگی وی میگذارد و با وسوسههای خواهرش (ستاره اسکندری) و آریان (ناصر طهماسب) یک منتقد ادبی از همسرش حامد یزدان پناه (دانیال حکیمی) جداشده و به ترکیه میرود. داستان با رویدادها و شخصیتهای جدیدی همراه میشود و در نهایت مارال عظیمی دوباره به ایران بازمیگردد و مجدداً با حامد ازدواج میکند. د
