برچسب فریدالدین نیکجو

راز 1394

داستان فیلم درباره رزمنده جانبازی به نام صادق می باشد كه با دخترش زندگی می كند. او تصمیم می گیرد برای بار آخر به دنا صعود كند، با وجود مخالفت های دخترش با چند نفر از همرزمان قدیمیش از چند استان كشور این صعود را انجام می دهد. در نزدیكی قله صادق كه از جانبازان دفاع مقدس است راز برادر شهیدش را برملا می كند و خود به شهادت می رسد. این صعود و شهادت در اوج موجبات دگرگونی روحی فرزند یكی از همرزمانش می شود كه به دفاع مقدس و این صعود خیلی جدی نگاه نمی كند و اولویت های دیگری را مدنظر دارد.

راز پدر 1387

پسر سيد جليل، مجتبي هم در اين درگيري‌ها يك سرهنگ ژاندارمري را مجروح و نابينا مي‌كند. سيد جليل به عمارت اربابي كه محل استقرار ژاندارمري است، منتقل مي‌شود و بعد از آن كسي از سرنوشت او با خبر نمي‌شود اما سيدمجتبي سال 57 توسط مردم از زندان آزاد مي‌شود و براي خواندن درس مهندسي به دانشگاه مي‌رود. در مقطع بعد، سيد مجتبي را در سال 86 مي‌بينيم كه مهندس شده و براي مرمت بناي تاريخي عمارت اربابي به اين مكان مي‌رود. او مي‌داند سال 57 پدرش در اين عمارت ناپديد شده و به همين دليل تلاش مي‌كند راز عمارت را پيدا كند. به همين خاطر گذشته را ورق مي‌زند.

زیگزاگ 1391

سرمدی رئیس کارخانه نساجی خط تولید جدیدی را راه‌اندازی می‌کند تا با تولید انبوه پارچه، بازار این محصول تامین شود. همزمان با این اقدام، محموله بزرگی از پارچه قاچاق وارد کشور شده و در این جریان سرمدی، خانواده و کارخانه‌اش را درگیر ماجراهایی می‌کند.

سما در آتش 1390

جوانی به نام بهزاد به عنوان مسئول بخشی از یک پروژۀ پاکسازی مین و تفحص پیکر شهدا در جنوب است و همسرش لعیا که خود اصلیتی جنوبی دارد همراه او است. لعیا نمایندۀ مردم روستاهای محروم منطقه است که عمدتاً نیازمند آبرسانی اند. از سوی دیگر مهندس رزمجو که خود از رزمندگان دوران جنگ بوده در حال انجام ساخت سدی بزرگ است تا عملیات آبرسانی به روستاها محقق شود. این دو پروژۀ همزمان مخاطراتی دارد؛ زیرا....

ایستگاه 1400

مجموعه «ایستگاه» محلی برای درنگ و تامل است. اتفاقاتی که در «نسیم آباد» رخ می دهد واکنش های انسانی نسبت به مسائل را به تصویر می کشد. هر واکنشی از جمله: خشم، تندخویی، عصبانیت، شادی و نشاط دارای ریشه هایی هستند که در این برنامه به آنها پرداخته خواهد شد.