یک داستان واقعی 1374
جليلي در جستجوي پسربچه اي براي بازي در فيلم جديدش پسر ساعت بيش از سه ماه جستجو مي كند اما چهره مطلوب خود، يك نوجوان سيزده ساله با نام احمد كه كارگر نانوايي است، مي يابد. وقتي مهدي اسدي (دستيار جليلي) به سراغ او مي رود، او را از كارگاه اخراج كرده اند. جليلي در جستجوي او، به محل اقامتش مي رود و نظرش را براي بازي در فيلم جلب مي كند، اما بعداً مي فهمد كه احمد دچار مشكل و بيماري است. از اين پس، جليلي كارش را رها كرده و در پي درمان مشكل او برمي آيد...
