برچسب فریبا جدیکار

خودرو تهران-11 1376

در هر قسمت از این مجموعهٔ تلویزیونی، همراه با یک اتومبیل پراید هاچ‌بک که خرید و فروش می‌شود، به زندگی آدم‌های مختلفی با ماجراهای گوناگون وارد می‌شویم.

یادداشت های یک زن خانه دار 1394

این مجموعه دربارهٔ چند خانواده در یک ساختمان است که نسبت‌های نزدیکی با یکدیگر دارند و زوج اصلی خانواده که شقایق دهقان (در نقش شیوا) و امیررضا دلاوری (در نقش دکتر فرزاد هاتف) هستند بار اصلی قصه را به دوش دارند. دهقان نقش زنی را دارد که داستان‌های روزانه خود را در وبلاگش می‌نویسد و مردم برایش نظر می‌گذارند و به این شکل نوعی تعامل شکل می‌گیرد.

پرگار 1399

پرگار ماجرایی درباره مشکلات نوجوانان دارد که به طور غیر مستقیم پیرامون موضوعاتی همچون مواد مخدر در مدارس، نقش خانواده در تعلیم و تربیت فرزندان و عشق بازیگری میان جوانان و نوجوانان به خصوص دختران روایت می‌شود. پرگار روایتگر داستان خانواده‌ای است که برای ادامه تحصیل دختر بزرگشان در مقطع دکترا، راهی تهران می‌شوند، اما خواسته یا ناخواسته درگیر موضوعاتی می‌شوند که دستمایه سکانس‌های مختلف سریال پرگار است.

فرات 1390

داستان فرات درباره دو دوست قدیمی به نام حاج ابراهیم و کاظم است که با هم فامیل هم هستند و آنقدر دوستی آن‌ها ریشه‌دار است که حمید پسر حاج ابراهیم، نرگس دختر حاج کاظم را که دایی‌اش هم هست، به همسری انتخاب کرده است. داستان «فرات» از جایی آغاز می‌شود که مریم دختر حاج ابراهیم محرم علی، پسر حاج کاظم می‌شود... .
در این سریال حاج ابراهیم از سوی کاظم، زخم عمیقی می‌خورد اما نمی‌داند که ریشه این اتفاق از سوی چه کسی و از کجا نشأت گرفته است. بعد از مدتی وقتی از واقعیت ماجرا با خبر می‌شود، واکنش شدیدی از خود نشان می‌دهد. این مسئله حاج ابراهیم را در مسیر انتخابی مهم و امتحانی بزرگ قرار می‌دهد.

سلام آقای مدیر 1398

موضوع و داستان این مجموعه حور و محور فردی به نام امیرعلی صدرا (روزبه حصاری) است که به مدیریت دبیرستانی گماشته می‌شود که همه آن را تبعیدگاه می‌نامند.

او که به علت فوت همسرش (نیکی مظفری) در شرایط روحی نامناسبی به سر می‌برد خیلی زود درمی‌یابد که برای جلوگیری از تعطیلی مدرسه نیازمند ایجاد اعتماد، وفاق و همدلی میان دانش آموزان، همکاران و اهالی محل است.

کاری که در ابتدا غیرممکن به نظر می‌رسد ولی با تلاش او و مسئولیت پذیری همگانی به بازماندن درهای مدرسه می‌انجامد.

این سریال درباره دانش آموزان بوده و دارای قصه‌ای دنباله‌دار است که در هر قسمت به طور ویژه داستان زندگی یکی از دانش آموزان نیز تعریف می‌شود.

مرگ پلنگ 1368

كربلايي زال (كل زال)، در پيرانه سر به هنگام كوچ ايل تصميم مي گيرد در غاري منتظر بازگشت ايل بماند. او براي پيرزني به نام دالو سنگين ماه، كه قصد خودكشي دارد، به بازگويي دلاوري هاي خود در جواني مي پردازد. دالو سنگين ماه در مي يابد كه كربلاي زال همان مرد ايلياتي است كه در جواني دلباخته ي‌ او بوده و بر سر او با پسر عباس قلي كش مكشي داشته است. وقتي ايل بازمي گردد با جسد كربلايي زال رو به رو مي شوند.

گربه آوازخوان 1369

حسني همراه خواهرش گلدونه در پرورشگاه سكنا دارد. روزي زن و شوهري براي انتخاب كودكي به پرورشگاه مي آيند و گلدونه مورد توجه آنها قرار مي گيرد، اما هنگامي كه آنها با توافق مديره پرورشگاه قصد دارند او را با خود ببرند، حسني با تكرار اين واقعيت كه آنها داراي پدري هستند كه روزي آنها را از سر فقر و ناچاري جلوي پرورشگاه گذاشته و بالاخره سراغ آنها خواهد آمد، از بردن او جلوگيري مي كند. وقتي با مخالفت ديگران روبرو مي شود در يك شب باراني همراه خواهرش از پرورشگاه مي گريزد. آنها سرگردان و خسته از پيدا كردن پدر، از فرط گرسنگي در رستوران تعطيل شده اي را به صدا درمي آورند. كارگر رستوران ظرفي از غذاي گرم براي آنها مي آورد. با بلندشدن بخار و پراكنده شدن بوي غذا در فضا، گربه هاي گرسنه تر سر مي رسند و غذا را به يغما مي برند. در كشاكش جنگ و گريز بين آنها و گربه ها، گنده‌لات گربه ها به حمايت از حسني و خواهرش قد علم مي كند و از آن پس دوستي آنها به تدريج شكل مي گيرد و مستحكم مي شود. به دليل گرسنگي مفرط و درماندگي، گلدونه به پرورشگاه باز مي گردد و مي پذيرد به خانه زن و شوهر برود. با مشخصه اي كه حسني از ديوار خانه‌شان مي دهد گربه لاته با همراهي ديگر گربه ها براي پيدا كردن خانه مورد نظر و نهايتاً پيدا كردن پدر حسني،‌ شهر را زير پا مي گذارند و سرانجام،‌ او را كه اينك مردي متمول است پيدا مي كنند. اما مردي كه به ظاهر مستخدم خانه است، دو كودك ديگر را به نام آنها به پدر حسني جا زده است. با مداخله يكي از مسئولان پرورشگاه و شوهر عمه پاسبانش حقه مستخدم برملا مي شود و حسني و گلدونه به اتفاق همه گربه ها به خانه مجلل پدر نقل مكان مي كنند.

پاتال و آرزوهای کوچک 1368

وحيد كه آرزوهاي ناممكني در سر مي پروراند با موجودي عجيب به نام پاتال كه از يك كره جغرافيايي بيرون مي آيد آشنا مي شود. پاتال به شرط آن كه وحيد اجازه بدهد او به سرزمين اصلي اش بازگردد مي پذيرد آرزوهاي ناممكن اما كوچك او را متحقق كند. او و خواهرش به جاي پدر و مادرشان در مي آيند و پدر و مادرشان به جاي آن ها و هر كدام وظايف ديگري را انجام مي دهند، اما در ساعاتي بعد او پشيمان از وضع پيش آمده از پاتال در خواست مي كند كه اوضاع را به روال گذشته برگرداند، پس از آن، با موافقت وحيد، پاتال غيب مي شود.