بازی دو نفره 1398
بامداد با بازی فرهاد آییش مردی است که از طریق ساخت بازی های کامپیوتری درآمد کسب می کند. او برای گذران زندگی خود و همسرش باید بازی خاصی را طراحی کند تا بتواند زندگی خود و همسرش را از این طریق دگرگون کند……
بامداد با بازی فرهاد آییش مردی است که از طریق ساخت بازی های کامپیوتری درآمد کسب می کند. او برای گذران زندگی خود و همسرش باید بازی خاصی را طراحی کند تا بتواند زندگی خود و همسرش را از این طریق دگرگون کند……
این فیلم داستان زندگی جوانی است که با نام مستعار آشوب در کافههای لالهزار خوانندگی میکند. آشوبهای تاریخی و واقعی دهه ۱۳۲۰ باعث به وجود آمدن اتفاقاتی در زندگی آشوب میشود
گربه های گربستان به طمع رسیدن به آرزوهای خود قصد دارند با شرکت در مسابقه ای که دسیسه مشاور حاکم شهر گربه هاست، شرکت و به شهر گربه ها عزیمت کنند، غافل از اینکه حاکم به کمک تحقیقات و کشفیات گرفسور تصمیم دارد عمر آنها را گرفته و به خودش اضافه کند حاکم شهر گربه ها با این کار بیشتر از همه گربه ها عمر خواهد کرد، اما شنگول و گربه های دیگر با نقشه ای به کمک گرفسور که تحت فشارهای حاکم خسته شده است، می آیند تا...
فیلم گیجگاه درباره یک معلم ادبیات و ورزش است که کلاس کاراته دارد و چشمش مادر مطلقه یکی از شاگردانش را گرفته. اما کلی اتفاق عجیب و غریب دیگر میافتد و حتی پای جمشید هاشمپور ستاره فیلمهای اکشن ایرانی آن سالها هم به قصه باز میشود و قضایا طوری به هم میپیچد که انتظارش را ندارید.
هادی (نیما فلاح) جوانی است که در حال تلاش برای انتشار اولین آلبوم موسیقی خود است. او منتظر گرفتن مجوز اشعار آلبوم جدیدش است تا از پدرش (محمد مطیع) کمک مالی بگیرد. او به دختری با نام سمیرا (آناهیتا همتی) علاقهمند است و علیرغم مخالفت خانوادهاش با او ازدواج میکند اما این موضوع را از خانوادهاش پنهان میکند تا پدرش از کمک مالی به او منصرف نشود. هادی ده سال پیش نامزد دخترعمویش شادی (نسترن سالار) بوده ولی شادی برای تحصیل به خارج از کشور رفت و نامزدی را به هم زد؛ ولی مادر شادی (مریم سعادت) و پدر هادی به دلیل وصیت پدر مرحوم شادی اصرار به ازدواج شادی و هادی دارند. چند روز بعد از ازدواج پنهانی هادی با سمیرا، شادی به ایران برمیگردد و ماجرای ازدواج او و هادی دوباره توسط خانوادهها مطرح میشود. شادی به صورت خصوصی به هادی میگوید که دیگر به ازدواج با او علاقهای ندارد و آنها بنا میگذارند که این موضوع را به خانوادهها بگویند؛ ولی هادی که نگران این است که پدرش به او کمک مالی نکند، بعد از این که شادی به همه میگوید که نمیخواهد با هادی ازدواج کند، وانمود میکند که دلشکسته شدهاست. شادی برای ادب کردن هادی و وادار کردن او به بیان واقعیت، با مادرش دست به یکی میکند که وانمود کند نظرش عوض شده و میخواهد با هادی ازدواج کند.
در این بین هادی و سمیرا بهطور پنهانی زندگی مشترک خود را در ملک یکی از اقوام دور پدرش به نام باغ سرهنگ آغاز میکنند. هادی در باغ با روح مردی به نام ارسلان (مجید صالحی) روبرو میشود که نامزد رحمت الملوک خانم (شمسی فضلاللهی) صاحب باغ بوده که در روز عروسیش تصادف میکند و از دنیا میرود. ارسلان از هادی میخواهد که به او کمک کند مکان فعلی رحمت را پیدا کند تا او یک بار دیگر رحمت را ببیند.
این سریال به صورت اپیزودیک خواهد بود و قرار است بخشی از آن داستان یک تاکسی اینترنتی و قصه هایی که راننده این تاکسی در پیرامون خود تجربه می کند، باشد.
داستان فیلم در مورد گروهی است که میخواهند ازبانک ملی دزدی کنند. مهدی، شاهرخ، گیو، اطلس و دیگرانی دزدان ظاهری بانک هستند. اما این پول را برای قرضه ملی دکتر مصدق می خواهند. دکتر مصدق بر سر این مسئله اصرار میورزد که نفت ایران باید ملی شود. از سویی سرکردهی این گروه دلباخته زنی است اما در درگیریهایی که در جلوی بانک با پلیس بالا میگیرد او تیر میخورد و باقی فرار میکنند و … در این فیلم قسمتی از زندگی مهدی بلیغ سارق و کلاهبردار ایرانی به تصویر کشیده میشود و همچنین گذری هم به ماجرای ملی شدن نفت و ماجراهای آن میزند.
مجموعه برف بی صدا می بارد قصه اي درام، اجتماعی و خانوادگی دارد کـه در آن داستان زندگی یک خانواده پنج نفره بـه تصویر روایت شده اسـت.