خاطرهبازی با خیابانها!
چه میشود که یک خیابان میتواند مفاهیمی مانند یک تصویر، یک خاطره، یک عطر یا حتی یک صدا را در ذهن ما زنده کند و میان واقعیت عینی خود با این مفاهیم پیوندی ناگسستنی ایجاد کند؟
چه میشود که یک خیابان میتواند مفاهیمی مانند یک تصویر، یک خاطره، یک عطر یا حتی یک صدا را در ذهن ما زنده کند و میان واقعیت عینی خود با این مفاهیم پیوندی ناگسستنی ایجاد کند؟
جایگاه خیابان تا آنجا در ساختارهای شهری اهمیت دارد که قادر است نقشی اثرگذار در شکلدهی به خاطرات جمعی شهروندان ایفا کند و در ذهن مردم، نام خود را به نام یک شهر گره بزند؛ تا آنجا که به گفته «جین جیکوبز» روزنامهنگار، نویسنده و کنشگر حوزه مطالعات شهری، «فکر کردن به شهر یعنی به تصویر درآوردن خیابانهای آن».
اگر از شما بپرسند شهری که در آن زندگی میکنید «چه رنگی است؟»، چه میگویید؟! اصلا همین اصفهان خودمان. تابهحال فکر کردهاید اصفهان چه رنگی است؟ یا مثلا دقت کردهاید که وقتی به اصفهان فکر میکنید، تصوری که از آن در ذهنتان شکل میگیرد، چه رنگی دارد؟
اینکه رویدادهای شهری چه نقشی در شکلدهی به فضای عمومی و فرهنگی شهر دارند و چقدر باید برای آنها در روند اداره شهر سهمی در نظر گرفت، موضوعی است که از سوی پژوهشگران حوزه شهری موردتوجه قرار میگیرد.
«دومین کنفرانس بینالمللی عمران، معماری و فناوری اطلاعات در زندگی شهری» در تاریخ ۲۷ آبان ۱۴۰۲ توسط شبکه دانشگاههای مجازی جهان اسلام از سوی دانشگاه بینالمللی ابنسینا گرجستان برگزار میشود.
آنچه در ادامه میخوانید، مروری بر روند ساختوسازهای شهری در بافتهای تاریخی و نمونه موردی آن گذر چهارباغ عباسی طی سالهای اخیر در گفتوگو با «محمود درویش» از معماران و شهرسازان پیشکسوت اصفهان است.
اگرچه شهر اصفهان سالهاست براساس مصوبات قانونی با این پدیده خداحافظی کرده و دیگر بهندرت میتوان بساط دستفروشی را در گوشه و کنار آن مشاهده کرد، در شهرهای زیادی همچون زنجان، قزوین، شیراز و… دستفروشی همچنان مرسوم است.
بیایید از خودمان بپرسیم «نخستین ذهنیت ما از اصفهان کِی و کجا شکل گرفته است؟» و اصلا این ذهنیت چه رنگ و بو و چه حس و حالی دارد و چرا تا امروز در گوشهای از خاطرات ما به یادگار مانده است؟