مردگان شهر زنده!
یکی از شاخصههای مهم و قابل توجه در زندگی آدمی «مرگ» است و در طول تاریخ هر قوم، قبیله، گروه یا بهتر است بگوییم هر ملتی با این پدیده ملموس و غیرقابل تفکیک از زندگی به نحوی متفاوت برخورد کردهاند.
یکی از شاخصههای مهم و قابل توجه در زندگی آدمی «مرگ» است و در طول تاریخ هر قوم، قبیله، گروه یا بهتر است بگوییم هر ملتی با این پدیده ملموس و غیرقابل تفکیک از زندگی به نحوی متفاوت برخورد کردهاند.
«آب» نهتنها عنصری حیاتی در زندگی روزمره بشر به شمار میرود، بلکه قادر است نقشی اثرگذار در آرایش و ساختار شهری ایفا کند و یکی از اجزای شهر مانند دیوارها و ساختمانها محسوب شود.
«چهارباغ»! همین واژه ساده که در ظاهر یکی دو معنا بیشتر نمیشود از دل آن بیرون کشید، برای مردم یک شهر و چه بسا یک سرزمین دارای معانی متعددی است.
محله ابر از سمت شرق با میدان اریسون، از جنوب با بلوار جی غربی و خیابان اریسون و از غرب با خیابان اللهاکبر محدود شده و با محلههای تالار، بوزان، شهید رجائی، کنگاز و سلطانآباد مجاورت دارد.
تعاریف متعددی درباره «شهر سالم» و مؤلفههای آن شکل گرفته تا به دنبال آن الگو و ساختاری برای تأمین سلامت شهرها ارائه شود و در دسترس مدیران شهری قرار گیرد؛ ساختاری که در آن نه فقط متولیان و مدیران شهر بلکه شهروندان نیز سهم قابل توجهی دارند.
در این گزارش از طیف متنوعی از شهروندان خواستهام تا آنچه از اصفهانِ سالها و دهههای قبل به خاطر دارند را روایت کنند، تا شاید بتوانیم مروری هرچند مختصر بر تاریخ شفاهی این شهر و تحولاتی که طی چند دهه اخیر از حیث فیزیکی و اجتماعی در آن رخداده، داشته باشیم.
به گواه تاریخ، مردمان دو سرزمین ایران و افغانستان فارغ از مرزهای جغرافیایی در روزگاری هر دو مردمان یک سرزمین واحد به نام ایران بودهاند و امروز هم تنها روی نقشه به دو پاره «ما» و «آنها» تقسیم شدهاند.
بعد از «خانه» با همه جزئیاتی که در خود دارد (اتاقها، نشیمن، سالن پذیرایی، حیاط و…)، «شهر» دومین اقامتگاه ما آدمهای شهرنشین است.