برچسب فرشته سرابندی

در جستجوی آرامش 1396

دکتر بهروز امینی با بازی مهدی هاشمی از دانشمندان و پژوهشگران حوزه داروسازی در ایران است. او هم خانواده‌ای مثال‌زدنی دارد و هم در حرفه‌اش موفق بوده و بعد از ۲۰ سال تلاش مداوم توانسته در راستای تولیدات ملی و دانش‌بنیان، دارویی برای درمان سرطان تولید کند که مشابه خارجی ندارد. بعد از تولید دارو، جامعه پزشکی برای بهروز امینی جشنی برپا می‌کند و نام او و شرکتش در سراسر جوامع پزشکی جهان می‌پیچد اما یک اتفاق همه معادلات دکتر امینی را به هم می‌ریزد و آبرویش را در معرض خطر قرار می‌دهد!

خاک گرم 1397

طی انجام مراحل حفاری در ارگ قدیم بم، باستان شناسان با کشف جدیدی روبه‌رو میشوند که به دلیل حساسیت موضوع، از پروفسور برومند با بازی دانیال حکیمی برای سرپرستی سایت دعوت می‌شود که در خلال ان ماجراهای بسیاری اتفاق میوفتد.

گناه کوچولو 1390

فیلم "گناه کوچولو" داستان زندگی شاهین، نوجوان 17 ساله‌ای را به تصویر می‌کشد که از سر ناآگاهی و کینه شخصی دست به سرقت کوچکی می‌زند و همین امر سبب می‌شود تا شاهین بسیاری از موقعیت‌های زندگی و حتی آینده خود را از دست دهد، او پس از سالها از تهران به زادگاهش، بندرانزلی باز می‌گردد اما...

دوردست ها 1395

کارخانه روغن سازی دو شریک بنامهای رسول و صادق دچار بحران مالی می شود. صادق که فعالیتی دیگر راه انداخته سهام خود را می فروشد و سرمایه داری بنام حبیب به پیشنهاد عماد که مورد اعتماد و همه کاره اوست سهام کارخانه را می خرد و عماد به همراه رسول به اداره کارخانه مشغول می شوند. رفته رفته معلوم می شود که عماد با نقشه ای قبلی برای ضربه زدن به رسول به او نزدیک شده است و ....

بچه های آسمان 1375

علي كفش هاي خواهرش را بعد از گرفتن از كفاشي گم مي كند. زهرا كفش ديگري ندارد و پدر هم توانايي خريد كفش نو را به اين زودي ندارد. پس قرار مي شود صبح ها زهرا كتاني علي را بپوشد و ظهر علي با كتاني به مدرسه برود و براي اينكه علي به موقع به مدرسه برسد زهرا تمام مسير تا خانه را مي دود، اما علي باز هم دير به مدرسه مي رسد و به وسيله ي ناظم توبيخ مي شود. علي تصميم مي گيرد براي تهيه ي كفش خواهرش، در مسابقه اي كه بين چند مدرسه انجام مي شود شركت كند و جايزه ي نفر سوم را كه يك جفت كفش ورزشي است ببرد، اما روز مسابقه علي نفر اول مي شود و لباس گرمكن جايزه مي گيرد و ناراحت به خانه بازمي گردد. وليكن همان روز پدر را مي بينيم كه با دو جفت كفش براي زهرا و علي به خانه مي رود.

نیمه گمشده 1378

راحيل كه نگران حال نامزدش علي است، بي خبر نزد علي به جبهه مي رود. علي از راحيل مي خواهد كه به خانه برگردد اما او قبول نمي كند و تصميم مي گيرد كه در خانه پدري خود در آبادان بماند. علي فكر مي كند كه بايد فقط به جنگ فكر كند، اما فرمانده اش به او گوشزد مي كند كه بايد به فكر خانواده اش نيز باشد. علي و راحيل در آبادان زندگي مشترك خود را شروع مي كنند و راحيل به عنوان امدادگر مشغول به كار مي شود. علي به خط مقدم جبهه مي رود و در حالي كه همه تصور مي كنند او به شهادت رسيده، توسط يك بي سيم خبر زنده بودن علي را به راحيل مي رسانند.

ارتفاع پست 1380

قاسم، جنگ زده اي است كه در اثر مشكلات مالي تصميم مي گيرد با ربودن هواپيماي مقصد بندرعباس آن را به دوبي هدايت كند. او همسر باردار و پسر معلول خود، خواهر و برادرانش را نيز همراه كرده است، اما همسرش نرگس از ماجرا و تصميم قاسم باخبر است و بقيه براي يافتن كار و زندگي بهتر در محلي جديد با او همراه مي شوند قاسم براي اين كار اسلحه اي تهيه كرده كه در آخرين لحظات همسرش به او مي گويد كه آن را نياورده قاسم هم مجبور مي شود با حمله به يكي از محافظين هواپيما اسلحه او را تصاحب كند و با آن خلبان را تهديد مي كند تا هواپيما را به سمت دوبي منحرف كند، و اين در حالي است كه محافظ دوم ناگهان با آزاد كردن همكارش و كنترل هواپيما، مجدداً تغيير مسير مي دهد، اما نرگس در اين وضعيت اسلحه ي مخفي كرده را بيرون آورده و طي يك درگيري، به كمك برادرانش مجدداً كنترل هواپيما را به دست مي گيرند. همزمان با دنيا آمدن فرزند قاسم، هواپيما در محلي نامعلوم فرود اضطراري كرد. هر كدام از مسافرها آن محل را مكان مورد نظر خود مي بيند. .