بهشت جای دیگری است 1381
نوجوان چوپاني به نام عيدوك براي ساختن دنيايي تازه تصميم مي گيرد به دوبي مهاجرت كند. در مسير اين تصميم با نوجواني افغاني به نام گل محمد آشنا مي شود كه تلاش مي كند با جمع كردن پول، خانواده اش را از افغانستان به ايران بياورد.
نوجوان چوپاني به نام عيدوك براي ساختن دنيايي تازه تصميم مي گيرد به دوبي مهاجرت كند. در مسير اين تصميم با نوجواني افغاني به نام گل محمد آشنا مي شود كه تلاش مي كند با جمع كردن پول، خانواده اش را از افغانستان به ايران بياورد.
دانيال قهرمان دو و ميداني در يكي از روستاهاي مرزي كشور بر اثر برخورد با مين، پاي خود را از دست مي دهد. او با كمك معلم و خانواده اش و يك پاي مصنوعي كه حرف مي زند، دوران افسردگي را طي مي كند. پاي مصنوعي آرزو دارد كه واقعي شود و در كفش بو بگيرد! فرشته مهربان به او قول مي دهد كه اگر پاي خوبي براي يك بچه باشد، او را واقعي كند. شب مسابقه پاي مصنوعي گم مي شود، رقيب دانيال آن را دزديده است.