وقتی یک کارگردان جسور، قواعد ژانر را به چالش میکشد
کمال تبریزی نشان میدهد که حتی یک داستان به ظاهر تکراری را میتوان با افزودن خردهروایتهای جنایی، انتقامی و روانشناختی به اثری چندژانره و غیرقابل پیشبینی تبدیل کرد.
کمال تبریزی نشان میدهد که حتی یک داستان به ظاهر تکراری را میتوان با افزودن خردهروایتهای جنایی، انتقامی و روانشناختی به اثری چندژانره و غیرقابل پیشبینی تبدیل کرد.
جنابخان یکی از محبوبترین شخصیتهای عروسکی معاصر ایران است که با لهجه شیرین، شوخطبعی خاص و نگاه انتقادی خود توانسته جایگاه ویژهای در میان مخاطبان پیدا کند. این شخصیت که با هنرمندی محمد بحرانی جان گرفته است، تنها یک عروسک سرگرمکننده نیست؛ بلکه به نمادی از بیان دغدغههای مردم و بازتاب مسائل اجتماعی تبدیل شده است. یکی از مهمترین دلایل محبوبیت جنابخان، نزدیکی او به زندگی روزمره مردم است. او با زبان طنز، مشکلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را مطرح میکند و در عین حال امید، مهربانی و همدلی را به مخاطبان منتقل میسازد. این ویژگی باعث شده است که بسیاری از مردم او را نه صرفاً یک شخصیت تلویزیونی، بلکه صدایی از میان خود بدانند.
پیرنگ سریال، سوژه روز است و شامل همه اقشار جامعه میشود.کارگردان سعی کرده است به کشف زوایای پنهان انسانهای معمولی بپردازد. فیلمی که در آن خبری از زنِ اغواگر و ابژه نیست، بلکه زن در این سریال «سوبژه» و فاعل است؛ آنچه که کمبود آن در سریال و سینما دیده میشود. از سوی دیگر زن اصلی در فیلم محبوبه با بازی مهتاب کرامتی بعد از قسمت سوم، کنار میرود که یک نوع خلاقیت روایی را نشان میدهدکه نقش اول زن بعد از چند قسمت ابتدایی حذف میشود.
اصطلاح موج نو نخستینبار در ادبیات انتقادی اوایل دهه ۱۳۵۰ در ایران بهکار رفت و برای توصیف مجموعهای از فیلمهای متفاوت و بحثبرانگیز ایرانی که در دهههای ۴۰ و ۵۰ توسط گروهی از فیلمسازان جوان و روشنفکر ساخته شده بودند، استفاده شد. فیلمسازانی همچون فرخ غفاری، ابراهیم گلستان، امیر نادری، ناصر تقوایی، سهراب شهید ثالث، بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی و بهمن فرمانآرا از چهرههای شاخص این جریان بودند.