برچسب فرزاد حاتمیان

عید امسال 1387

داستان این مجموعه تلویزیونی در مورد ماجراهای گوناگون خانواده عباس آقا (محسن قاضی‌مرادی) حول و حوش عید نوروز است.

نقطه سرخط 1390

سریال دربارهٔ کارمند اجاره نشینی هست که در گیر و دار ازدواج و تهیه جهزیه دخترش بعد از مدت‌ها تقاضای وام او مورد موافقت قرار می‌گیرد، اما همزمان حکم بازنشستگی اش صادر می‌شود و در این میان خانمی وارد زندگی او شده و به وی کمک میکند که ماجراهایی را برای شخصیت‌های داستان به وجود می‌آورد.

ساخت ایران 2 1396

غلام ( امین حیایی ) در فصل دوم متوجه میشود که یک پسر به اسم امارتو از ژاکلین لوریان دارد مادر بچه و پدر بزرگش فوت کرده ان و تمامی ثروت خاندان لوریان که سرمایه دار بزرگی هست به پسر غلام ارث میرسد غلام همراه با رفیقش فرهاد برای دریافت ثروت لوریان عازم چین میشوند و در انجا با جمشید ( رضا گلزار ) به جستجوی ثروت لوریان هستند که متوجه میشوند لوریان قبل از مرگ تمامی اموال خود را فروخته و جواهرات تبدیل کرده در همین حین یک خلافکار چینی به نام فنک امارتو ( بچه غلام ) به خاطر طلبی که از لوریان داشته گروگان میگره و غلام به دنبال ازادی بچه خودش هست و…

کتابفروشی هدهد 1385

سریال کتابفروشی هدهد داستان کیوان کتابچی است که بسیار به کتاب علاقه دارد اما بعد از فوت پدر به علت نیاز خانواده خواهر ، کتابفروشی پدر فروخته شده و ارثیه تقسیم میشود. اما کیوان در ادامه دادن شغل پدر مصمم است.

ستاره حیات 1392

داستان این مجموعه پیرامون زندگی مسئول این پایگاه سلیمان میلانی می‌گذرد. در این مجموعه علاوه بر نمایش زندگی خصوصی او به همراه همسر و فرزندانش و ماجراهای شخصی تکنسین‌های اورژانس، در هر قسمت دو ماموریت اورژانسی نیز پخش می‌شود.

دردسرهای عظیم 2 1394

با پیدا شدن بچه‌ای در ماشین لطیف (با بازی جواد عزتی)، خانواده او که برای مراسم خواستگاری از شهرستان به تهران می‌آیند و دعوت از خانواده پدری بهار (با بازی الناز حبیبی)، لطیف و بهار بار دیگر برای ازدواج دچار دردسرهایی می‌شوند. فرحان (با بازی مهدی هاشمی) که خود را مدیون کمک‌های لطیف و بهار می‌داند سعی می‌کند مشکلات پیش آمده برای آنها را حل و فصل کند اما … .

پنچری 1396

این مجموعه داستان فردی است به نام حمید خواستار که نقش او را یوسف تیموری ایفا می‌کند به دنبال ازدواج با دختری به نام نگار جهانی است که نقش او را سولماز غنی ایفا می‌کند. در این راه پدر و مادر او [نگار جهانی] که سال‌ها پیش در میان بمباران تهران نگار را که مادرش در بمباران فوت کرده‌است، پیدا کرده و بزرگ می‌کنند، شرط‌های زیادی جلوی پای حمید می‌گذارند و از او ماشین شاسی بلند و خانه بزرگ در بالای شهر را می‌خواهند. حمید به سختی (طی ۴ سال) این کار را انجام می‌دهد و به افراد زیادی بدهکار می‌شود. او همچنین مجبور به نگهداری از عمویش که بعد از مرگ پدر و مادرش در کودکی او را بزرگ کرده می‌شود که نقش او را حمید لولایی بازی می‌کند. اما در همین حین پسر خاله او قادر پیش دست (رضا داوودنژاد)، پسر متانت ذکاوت (مریم سعادت) که به علت تصادف با ماشین کنترل نامحسوس و داشتن گواهینامه جعلی به زندان افتاده از زندان آزاد می‌شود. او برای گرفتن دختر مورد علاقه اش افسانه (دخترخاله خودش - با بازی زهره فکورصبور) دست به کارهای عجیبی می‌زند و در همین راه حمید و خانواده اش را به دردسر می‌اندازد. بازگشت دنیا مفاخری دختر رئیس شرکت حمید (با بازی شهره سلطانی) به کشور و به دنبال آن ورشکست شدن شرکت، باعث می‌شود حمید ضمن از دست دادن شروط لازم برای ازدواج، نسبت به دنیا مفاخری بدبین شود. بعدها معلوم می‌شود همسر سابق دنیا با پرونده سازی علیه پدرش (محمد علی تقوی)، او را در خارج به زندان انداخته و در قبال آزادی اش پول هنگفتی معادل سرمایه شرکت را از دنیا گرفته‌است. در نهایت حمید به کمک عمو پرویز، قادر و جمشید (مهران غفوریان) و برادرش (از دوستان قادر در زندان که بعدها طی جریانی معلوم می‌شود آن‌ها برادرهای نگار هستند) سرمایه شرکت را پس گرفته و به حساب شرکت بازمی‌گردانند.

آینه های نشکن 1387

چند ماه پس از دست یابی ایران به انرژی اتمی، افشین فرهت (افشین کتانچی) که مهندس شیمی است به دلیل پیدا نکردن شغل مناسب در ایران افسرده‌است و به همین علت خواهر دوقلویش، سیمین (صبا کمالی)، که در یک آموزشگاه تعلیم رانندگی کار می‌کند می‌خواهد مقدمات سفر او به کانادا را فراهم کند. او به صورت اتفاقی با یکی از شاگردان آموزشگاه به نام حبیبی (آزیتا حاجیان) که خود و همسر متمولش مقیم کانادا هستند آشنا می‌شود و مشکل خود را برای او تعریف می‌کند و حبیبی به او قول می‌دهد که با کمک همسرش محب (سعید نیکپور) که در کانادا شخصی متنفذ و صاحب یک بنگاه کاریابی بین‌المللی است علاوه بر اینکه مشکل افشین را حل نماید، بعد از مدتی هم مقدمات سفر سیمین و خانواده اش به کانادا را نیز فراهم سازد. سرانجام با کمک‌های محب و حبیبی، افشین از راه دوبی راهی کانادا شده و در آن جا به عنوان مدیر داخلی در یک کارخانه تولید مواد شیمیایی مشغول به کار می‌شود و سیمین هم که از این اتفاق بسیار شاد است پس از بازگشت به ایران، پیشنهاد محب مبنی بر ادامه همکاری با آن‌ها را می‌پذیرد. در همان زمان حاج محمود به نیا (قاسم زارع) که از سوی وزارت اطلاعات مسئول تأمین امنیت پایگاه‌های هسته‌ای شده‌است، از برادرش مسعود (علی قربان زاده) که نامزد سیمین و فیلمبردار است می‌خواهد که با کمک دستیارش علی (فرزاد حاتمیان) از پایگاه‌های انرژی هسته‌ای و تلاش‌های شبانه‌روزی و بی‌وقفه متخصصان و دانشمندان هسته‌ای فیلمبرداری کند و با دانشمندان و سرپرست‌های آنان مصاحبه‌ای را نیز ترتیب دهد و مسعود نیز قبول می‌کند و به همین منظور حاج محمود برای آن دو دفتری تهیه کرده و بهترین نیروی عملیاتی خود به نام عماد نبوی (مهدی صبایی) معروف به عماد پلنگ را مأمور مراقبت از آنان می‌کند. غافل از آن که فردی از خبره‌ترین جاسوسان سازمان موساد به نام موشه بایار (عسکر قدس) با نام مستعار گاو خندان با کمک دستیارش، سعید (سعید داخ) مشغول رصد صوتی و تصویری آن‌ها است. از آن سو هم سیمین پس از مدتی متوجه می‌شود که بنگاه کاریابی محب یک پوشش است و محب و حبیبی و افراد آنان همگی از بهترین، ماهرترین و مجرب‌ترین جاسوسان سیا، موساد و ام آی ۶ هستند و مأموریت اصلی آنان توطئه بر علیه ایران و جاسوسی از انرژی اتمی ایران است.