برچسب فردین
محمدعلی کشاورز و فردین در پشتصحنه فیلم «برزخیها»؛ سال ۵۹ (عکس)
«فردین» در حال دریافت نشان لیاقت؛ سال ۱۳۳۳ (عکس)
فردین: من و همسرم به تختی گفتیم تو مسلمانی و اینکار گناه کبیره است/خودکشی کرد اما او را کشتند!
زیر فشارهای متعدد قرار گرفته بود، و خیلی وقت بود که تصمیم داشت خودکشی کند. من و خانمم به او میگفتیم که تو متعلق به خودت نیستی و به مردم تعلق داری، مسلمان هستی، نماز میخوانی و خودکشی در دین اسلام گناه کبیره است. دو سه سالی بود که به اینموضوع فکر میکرد تا بالاخره خودش را کشت.
ابلاغ کردند انتقاد نباشد، عکس شاه حتما باشد!/چهعاملی فیلمسازها را سمت کلاهمخملیها و کاباره میکشید؟
وزارت فرهنگ و هنر به فیلمسازان ابلاغ کرده بود انتقاد از پلیس، دکتر، مجلس، وکیل و ... در فیلمهایشان نباشد. وجود هرچیز دیگری غیر از اینموارد در فیلمها مسالهای نداشت و فیلمسازانی که اینفرمول را در نظر میگرفتند، آزاد بودند هرچه میخواهند بسازند و کسی کارشان نداشت.
سینمای یتیم پیش از انقلاب بهروایت فردین/میخواستم فیلمهایم در محیط کاباره نباشند
اینبازیگر و کارگردان پیش از انقلاب درباره تحصیلات سینمایی خود میگوید بهجز چند کتاب به فارسی و چند عنوان دیگر به انگلیسی که پسرش برایش میخوانده، دوره و درس کار سینما را فرا نگرفته است. اما سر صحنه فیلمبرداری از آغاز تا مرحله لابراتوار و صداگذاری فیلم دخالت داشته است. او درباره طریقه ساخت فیلمهای ایرانی در آنبرهه یا به عبارتی دستور پخت اینآثار، چنینجملهای در خاطراتش دارد: «همه ما میدانستیم که فیلمهای فارسی یکفرمول مشخص دارند: چهار تا آهنگ، دو تا زد و خورد و یککاباره.»
اشتباه کارگردانهای روشنفکر از دید فردین/بیت دوم فیلم «چرخ و فلک» را حذف کردند
اشتباه فیلمسازان جوان اواخر دهه ۴۰ از دید فردین، این بود که او را به بازی نگرفتند و شاید اگر به بازی میگرفتند، با سرعت بیشتری به خواستههای خود میرسیدند. فردین در اینباره میگوید «من میگفتم نه آنقدر سلیقه مردم را به بازی بگیریم که پنجاه تا مثل گنج قارون بسازیم و نه اینکه مردم را به کل کنار بگذاریم و فیلمی باب طبع دو دوازده داور جشنواره تهیه کنیم.»
چرا فردین از ایران نرفت؟/آمریکا جنگل است و عدهای فکر کردند مهاجرت مُد است
از نظر من آمریکا یک جنگل است و جایی برای زندگی امثال من، که یکورزشکار بودم، نیست. اصلا نمیتوانستم ببینم پسرم دست یکدختر را بگیرد و به خانه بیاورد یا برعکس دخترم دست یکنره خر را بگیرد و بگوید که «بوی فرند» من است. آنها میتوانند با اینقوانین زندگی کنند ولی ما نمیتوانیم.
