تا غروب 1383
این مجموعه داستان زندگی پزشکی است که در زمان حیات همسرش تمام اموال خود را به نام او میکند، اما همسر دکتر پیش از او درمیگذرد. دکتر بیمار است و زمان زیادی به پایان عمرش نماندهاست. در این میان دختر و پسر او که هر دو ازدواج کردند و صاحب فرزند هستند، به تحریک همسران خود تصمیم میگیرند، قبل از فوت دکتر اموال او را بین خود تقسیم کنند. اما دکتر که مرد خیری است، عمارتی قدیمی و موروثی را وقف هزینه درمان بیماران بی بضاعت کردهاست. فرهاد، داماد دکتر که از ماجرا مطلع است حکم جلب و توقیف اموال دکتر را میگیرد و با همدستی زنی به نام سهیلا و برادرش فرشید ماجراهایی را به وجود میآورد.
