همسایه شما، زهره (دشمنان) 1398
شبنامههایی علیه زنی میانسال در شهرک محل سکونتش در حال توزیع است که جرم ها و گناهان بسیاری را به او نسبت می دهند..
شبنامههایی علیه زنی میانسال در شهرک محل سکونتش در حال توزیع است که جرم ها و گناهان بسیاری را به او نسبت می دهند..
«فرشته ام، بمان» داستان زندگی سهراب جوانی است که نمیتواند راست بگوید. روزی که او از خانه به سوی محل کارش میرود متوجه میشود یک موتور سوار قصد ربودن کیف یکی از معتمدین محل را دارد. سهراب با سارقین درگیر میشود اما خودش در اثر ضربهای از هوش رفته و در عالم بیهوشی خود را در آتش دوزخ میبیند. در این میان فرشتهای به فریاد او میرسد و به او مژده میدهد که به دعای مادرش به زندگی بازمیگردد، اما از این پس رذیلهای از او دور و فضیلتی به او افزوده میشود. سهراب از روز بعد نمیتواند دروغ بگوید. این تغییر حالت برای او دردسرهای کمدی خاصی خلق میکند… .
مسعود پدر و مادری ندارد و دوران محکومیت اش را در کانون اصلاح و تربیت می گذاراند و بخاطر تنهایی هایش نامه ای به امام رضا می نویسد
مادر پريا نويسنده قصه هاي كودكان است. يكي از شخصيت هاي داستانش او را مي دزدد و پريا براي رهايي مادرش از بند وارد ماجرا مي شود...