برچسب غواص

خاطره یکی از غواصان کربلای ۴؛ راهی جز مرگ نداشتیم و متوجه زخم‌های سیم‌خاردار نشدیم

در این گیرودار، تیرباری روی ما کلید کرده بود و بهمان اجازه حرکت نمی‌داد. آقا مجید به آرپی‌جی‌زن گفت تیربار را خاموش کند. آرپی‌جی‌زن آماده شلیک شد، اما فشار آب تعادلش را برهم زد و اسلحه از دستش توی آب افتاد. راشاد به رسول فتحی، که اسلحه نارنجک‌انداز داشت، گفت تیربار را خاموش کند.

گزارش تابناک از یادمان شهدای کربلای ۴/کربلا فقط یک‌سلام!

وقتی غروب می‌شود، هوا رو به تاریکی می‌رود و روایت‌گری روایان جنگ به پایان می‌رسد، دانشجوها برای اقامه نماز مغرب و عشا در حسینیه این‌یادمان آماده می‌شوند. اما یک‌منظره که داغ شهدای کربلای ۴ را برایشان زنده می‌کند، روشن‌شدن چراغ‌های آن‌سوی اروند و پتروشیمی بصره است که منظره دلگیری را برایشان می‌سازد.