امروز میلادی مردی نیست که نویسنده است، کارگردان است، نمایشنامهنویس است، پژوهشگر و مدرس است؛ امروز میلادِ مَردی است که به تمام این عناوین شکوهی بینظیر بخشیده است و بازتعریفی جدید از آنان ارائه کرده؛ «بهرام بیضایی» خودِ زبان فارسی است، خودِ تئاتر است، خودِ سینماست و در یک کلام خودِ فرهنگِ این سرزمین است. شخصیتی شریف که میتوان برابرِ هنر و خِردش سرتعظیم فرود آورد؛ فریم به فریم فیلمهای او، صحنه به صحنهی تئاترهایش و کلمه به کلمهی نوشتههایش، بهرهمند از چونان دانایی است که کمتر بشری در امروزِ ایران (اغراق نیست اگر بگوییم جهان) از آن بهرهمند است. او بیضایی است و این فراتر از هر نام و عنوان و لقبی است؛ اما «یادمان باشد که او برای عالی مقامیاش در هنر، راه عجیب سختی را سپری کرده است که گاه توصیفش شبیه آنی است که در مرگ یزدگرد میبینیم؛ دهشت بر دهشت. تن ندادن به ابتذال در زمانی که تنها راه بقا همین مینمود.»