ذهن زیبا (مسیر اصلی) 1403
این مجموعه اقتباسی آزاد از زندگی حسین بهاروند، محقق برجستهٔ ایرانی در حوزهٔ زیستشناسی است که چالشهای علمی و ذهنی او را به تصویر میکشد.
این مجموعه اقتباسی آزاد از زندگی حسین بهاروند، محقق برجستهٔ ایرانی در حوزهٔ زیستشناسی است که چالشهای علمی و ذهنی او را به تصویر میکشد.
خیابانهای آرام داستان خبرنگاری است که در یک روز کاری خود با حوادثی در سطح شهر روبرو میشود.
مکتب خانه غیرانتفاعی داستانی آموزشی با درون مایه طنز است.
«مستوران» داستانی کهن در دوران صفویان و غزنویان را روایت می کند. ماجرایی که در آن با حمله قبیله وحشیان، کودکی به طرز مرموز دزدیده می شود و مادر داغدار می گردد. حال او به دنبال راهیست تا به هر قیمت کودکش را پس گیرد امّا موانع زیادی بر سراهش خواهد بود.
یونس دانشجوی عمران است که با موتور به عنوان پیک کار می کند. او در یکی از روزها کنار راه آهن یک انگشتر پیدا می کند و در همان روز یک ماشین به موتور او می زند. موتور او کاملا از بین می رود. راننده ماشین به نام حاج حسین پشت فرمان دچار حمله قلبی شده و یونس او را به بیمارستان می رساند و ...
داستان سریال «مار و پله»، روایتگر زندگی شخصی به نام شیوا پالیزی (با بازی زیبا بروفه) است. وی که کارشناس موفق و خبره امور مالیاتی است، با درایت به افشاگری فساد مالی یکی از مفسدین اقتصادی به نام شاهرخ (عبدالرضا اکبری) میپردازد. شاهرخ شروع به کارشکنی و ایجاد مشکل برای شیوا و خانواده اش میکند، از سوی دیگر شیوا متوجه حقیقتی تلخ میشود و آن هم اینست که همسرش یکی از متخلفان اقتصادی است. در سریال «مار و پله» این بار دانیال حکیمی نقش همسر بروفه را بازی میکند.
دانیال حکیمی در این مجموعه در نقش مردی که با ترفندهای خاص خودش سعی دارد از مالیات دادن فرار کند، در مواجهه با زنش که از اتفاق مأمور مالیاتی است، دچار تنشهایی در خانواده میشود که در این بستر داستان جذابی روایت میشود. دانیال حکیمی این بار با دخترش دنیا هم بازی شدهاست.
در این سریال، در قالب روایتی طنز، زندگی قشرهای مختلف شهر در کنار یکدیگر به تصویر کشیده شدهاست. تمام داستان در قسمت اول در یک آپارتمان میگذرد که چند همسایه در آن زندگی میکنند؛ از جمله یک دکتر و پسرش، زن و شوهری جوان و پیرزنی با دخترش.
در روستایی پیش از انقلاب فردی خانزاده با نام امیر به عنوان قاضی محلی در روستا فعالیت میکند و به خاطر سابقه خوبی که داشته، مردم به او اعتماد کامل دارند و بخش مهمی از کارهای روستا را به امیر سپردهاند. حال پس از سالها یکی از اهالی روستا با نام لی لی که از روستا به خاطر تهمت مردم به فاحشه بودن رفته، به عنوان اشرافزاده به روستا برمیگردد و به مردم وعده میدهد که در صورت کشتن امیر، پول زیادی به آنها خواهد داد…